3 . در محاسن برقى روايت كرده از قاسم بن محمّد ، از جميل بن صالح ، از محمّد بن أبي الكرام ، گفت :
مهيّا شدم براي سفر عراق ، پس شرفياب شدم خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام تا سلام دهم ووداع نمايم .
فرمودند : به كجا مىروى ؟
عرض كردم : قصد عراق دارم .
فرمودند : در اين روز ؟ وآن روز دوشنبه بود .
عرض كردم : مردم مىگويند كه امروز روز مباركى است ؛ پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم در آن متولّد شده !
فرمود : قسم به خدا نمىدانند كدام روز است كه پيغمبر در آن متولّد شده وروز دوشنبه روز شومى است ؛ پيغمبر در آن رحلت كرد ووحى از ما منقطع شد . . .
الحديث . « 1 »
4 . أيضا در محاسن از عثمان بن عيسى ، از أبى ايّوب خزّاز روايت كرده ، گفت :
خواستيم سفر نماييم ، آمديم خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام ، فرمود : گويا شما طالب شدهايد بركت روز دوشنبه را .
عرض كردم : بلى .
فرمودند : كدام روز شومتر است از روز دوشنبه ؟ وآن روزى است كه پيغمبر از ميان ما مفقود شد ووحى مرتفع گرديد . . . الحديث . « 2 »
ودر كافى « 3 » وفقيه « 4 » نيز اين حديث را روايت كردهاند .
5 . در خصال روايت كرده از پدرش محمّد بن يحيى العطار ، از سهل بن زياد آدمي ، از أبو الحسن عمر بن سفيان [ كه ] رفع كرده حديث خود را بر أبى عبد اللّه عليه السّلام امام جعفر
هامش
( 1 ) . المحاسن ، ج 5 ، ص 346 .
( 2 ) . همان ، ص 347 .
( 3 ) . الكافي ، ج 8 ، ص 314 .
( 4 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 267 .