مصادره به مطلوب شبيهتر است تا استدلال درست ؛ همانگونه كه در بخش مربوط به مسألهء مشابهت حوادث گذشته و حال توضيح دادهايم . توجيه تعبير به افتادگى و محو و تعابيرى از اين دست را نيز همانگونه كه محققان گفتهاند بيان خواهيم كرد . « 1 »
سوم آنكه ، آيا مخالفتهاى عملىاى كه فراوان در آن روزگار انجام مىيافته است ، مسبوق به تأويل مدلول آيات قرآن و جابجا نمودن معانى بلند آن نبوده است ؟ آيا جز اين است كه قاسطين و ناكثين و مارقين با تأويل قرآن براساس خواستههاى نفسانى خويش رودرروى على عليه السّلام ايستادند ؟ اينان ، چگونه با معانى قرآن به كژى برخورد ننمودهاند ؟
دستهء چهارم ؛ رواياتى كه به گمان مدعيان تحريف ، برافتادن آيه يا جمله يا كلمهاى از قرآن ، دلالت مىكند . پيشوايان نقد حديث در حلّ اين روايتها گفتهاند كه فزونىهاى موجود در اين روايات ، از باب افزودگىهاى تفسيرى است و به قصد شرح آيات آمده است ؛ نه آنكه جزو نص وحى باشد ؛ با اين حال معتقدان به تحريف ، بيهوده به اين روايات دل بستهاند . در اينجا نمونههايى از اين دسته روايتها را مىآوريم :
1 . كلبى از احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى كوفى ( م 221 ) « 2 » نقل كرده است كه :
« امام موسى بن جعفر عليه السّلام قبل از آگاه شدنم مصحفى به من داد و فرمود : در آن منگر اما من آن را گشودم و سورهء بيّنه را قرائت كردم . در آن ، نام هفتاد مرد از قريش را همراه نام پدرانشان يافتم . امام ، كسى را دنبال من فرستاد كه مصحف را به ما بازگردان » . « 3 »
در اين حديث ، ابهامها و سؤالاتى وجود دارد كه تفصيل آن را محمد بن عمر
هامش
( 1 ) . در بخش مربوط به بيان چهارم روايات موهم تحريف .
( 2 ) . احمد بزنطى از آل مهران بوده است كه قائل به وقف بودهاند . بزنطى بر رأى اهل وقف بود ولى امام موسى بن جعفر عليه السّلام او را هدايت كرد .
واقفه ، جماعتى از شيعه هستند كه بر امامت امام موسى بن جعفر عليه السّلام توقف كردهاند و به امامت امام رضا عليه السّلام و امامان پس از او ايمان ندارند . اينان از اماميه كه به امامت امامان دوازدهگانه - كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، به نام ايشان ، يكى پس از ديگرى ، تصريح نموده - معترفند ، به حساب نمىآيند .
( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 631 ، شمارهء 16 .