هيچكس را كه خود شنيده باشد يا از مصنّف اجازهء نقل داشته باشد نيافتم .
بنابراين ، سندهاى آن را حذف كردم و مابقى را همانطور كه بود نگاشتم تا بر نسّاخان و خوانندگان آسان نمايد . اگر از اين پس كسى را بيابم كه از طريق سماع يا اجازه از مصنف اخذ نموده باشد ، اسانيد را چنانچه مصنف نگاشته است ذكر خواهم كرد . با اين حال از اين تفسير بريده تنها نيمهء آن - تا آخر سورهء كهف - باقى مانده است » . « 1 »
2 . تفسير فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى ( م حدود 300 ) كه تنها بر روايات رسيده از ائمه عليهم السّلام بسنده نموده است و فراوان از حسين بن سعيد كوفى اهوازى ساكن و متوفاى قم كه از اصحاب امام رضا ، امام جواد و امام هادى عليهم السّلام روايت كرده است .
همچنين از جعفر بن محمد فزارى و عبيد بن كثير عامرى و از استادان ديگر خود ( چنان كه بيش از صد استاد داشته است كه همگى از راويان احاديث ما بودهاند ) روايت كرده است ؛ اما نام يا ترجمهاى از احوال بيشتر اين افراد در كتب رجاليهء ما نيامده است ؛ چنان كه از خود فرات نيز - خوب يا بد - ذكرى به ميان نيامده است .
محقق تهرانى مىگويد : « جاى بسى تأسف است كه بعضى به عمد بيشتر اين اسانيد را حذف و به مقدارى ناچيز مثلا : « فرات از حسين بن سعيد معنعنا « 2 » از فلان » بسنده كرده است . همچنين در غالب اسناد با ذكر « معنعنا » خواسته است بگويد كه اين روايت مسند و معنعن بوده امّا او براى رعايت اختصار اسناد آن را حذف كرده است » . « 3 »
3 . تفسير محمد بن عباس ماهيار معروف به ابن حجام ( م حدود 330 ) . او شخص ثقه و درستكردار بوده و كتابى به نام « ما نزل من القرآن في أهل البيت عليهم السلام » تأليف كرده است . نجاشى مىگويد : « گروهى از اصحاب ما مىگويند : تا كنون دربارهء اين موضوع ، چنين كتابى نگاشته نشده است . گفتهاند : اين كتاب ، هزار ورق بوده است » « 4 » و طريق شيخ به آن صحيح است . اما هيچيك از محققان متأخر
هامش
( 1 ) . ر . ك : الذريعه ، ج 4 ، ص 295 .
( 2 ) . عبارت « معنعن » اصطلاحى است بهمعناى : فلانى از فلانى از فلانى . . . روايت كرد .
( 3 ) . الذريعه ، ج 4 ، ص 298 .
( 4 ) . معجم رجال الحديث ، ج 16 ، ص 198 .