آورده است ؛ هرچند در لابهلاى آن ، بخشهايى از روايات آمده است و بدين جهت ، او تنها كسى است كه اين روايات را با اين تفصيل و درهمريختگى و تركيب نامناسب آورده است . « 1 »
8 . تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ؛ اين تفسير بريده و منقطع و در آن ، تفسير فاتحة الكتاب و برشهايى از آيات سورهء بقره تا آيهء شمارهء 282 - كه طولانىترين آيهء قرآن است - تا عبارت
« وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا »
آمده است :
گردآورندگان آن دو نفرند ( كه بر حسب روايت صدوق : به نامهاى ابو يعقوب يوسف بن محمد بن زياد و ابو الحسن على بن محمد بن سيار مىباشند ) . گفتهاند كه اين تفسير ، به املاى امام حسن عسكرى عليه السّلام گرد آمده است ؛ به اين ترتيب كه اين دو در طى 7 سال كه به محضر امام عليه السّلام رفتوآمد مىكردند هرآنچه امام در زمينهء تفسير فرموده است نگاشتهاند . اين دو تن از فرزندان ثروتمندان استرآباد بودهاند كه امير ، داعى الى الحق ، پيشواى زيديه در استرآباد ، اموال ايشان را ضبط نموده بود .
والدين ايشان با خانوادهء خود به سوى عراق رهسپار و به سامراء وارد شدند .
امام عليه السّلام ايشان را پذيرفت و براى گشايش كارشان دعا كرد . بعد از آنكه مژدهء آزاد شدن اموالشان به ايشان رسيد ، نزد امام عليه السّلام آمدند و اجازهء مراجعت به ديار خود ، استرآباد ، را خواستند . امام عليه السّلام از آنان خواست تا دو فرزند خود براى فراگيرى علم نزد او وانهند و آنان نيز امتثال امر كردند . اين دو نفر ، ملازم محضر امام عليه السّلام شدند و تا مدت 7 سال ، هرروز به خانهء امام آمد و شد داشتند .
ابو الحسن محمد بن قاسم خطيب و معروف به مفسر استرآبادى از اين دو تن روايت كرده است و اين همان طريق ابو جعفر صدوق به اين تفسير است . « 2 »
بارى ، وثاقت خطيب استرآبادى ثابت نشده است . افزون بر اين ، حال ابو يعقوب و ابو الحسن - راويان تفسير - نيز مجهول است . پس اين سه شخص كه مصدر اين كتاب هستند مجهول و ناشناسند .
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 1 ، ص 384 - 358 . حديث مربوط به آيات موهم تناقض را بهطور مختصر و مستند در كتاب توحيد صدوق ، ص 270 - 255 مىتوان يافت و مجلسى هردو را در بحار الانوار ، ج 90 ، ص 98 و 142 - 127 آورده است .
( 2 ) . الذريعه ، ج 4 ، ص 285 .