بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً ؛
« 1 » و چون زنى مباشيد كه رشتهء خود را پس از زحمت مىگسلد » و قرآن را هدف تيرهاى زهرآلود دشمنان قرار ندهيد خداوند ما را از لغزش برحذر دارد .
در اينجا با چشمپوشى از سستى محتواى دو حديث - كه خود به سستى آن مىافزايد - سند آن دو را مورد بررسى قرار مىدهيم :
حديث نخست را محمد بن سنان ( كه مردى كاملا ضعيف و غيرقابل اعتماد بود و نمىتوان به حديثى كه تنها از او نقل شده است اعتماد كرد ) « 2 » از ابو الجارود ، زياد بن منذر معروف به سرحوب ، پيشواى جاروديه « 3 » و او از ليث بن سعد ( از راويان اهل سنت ؛ 94 - 175 ) روايت كرده است كه : « وقتى كعب نزد معاويه بود ( از روايان اهل سنت ؛ 94 - 175 ) روايت كرده است كه : « وقتى كعب نزد معاويه بود ( بايد توجه كرد كه معاويه در سال 60 يعنى 34 سال پيش از ولادت ليث مرده است ) به او گفتم :
وصف مولد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را [ در كتابهايى كه خوانديد ] چگونه يافتيد ؟ و آيا براى عترت او فضيلتى يافتيد ؟ كعب رو به معاويه كرد تا نظر او را بيابد . خداوند بر زبان او جارى كرد : . . . [ تا آخر افسانه ] » .
آرى ، اين فتنه ( روايت برساخته و مجعول ) از تنور ابو الجارود كوردل برخاسته است . ابو عمرو ، محمد بن عمر بن عبد العزيز كشى مىگويد : « كه ابو الجارود به سرحوب ( به ضم سين و حا ) موسوم شد . فرقهاى از زيديه نيز به او منسوب است .
امام باقر عليه السّلام او را به اين نام خواند . گفته شده كه سرحوب نام شيطانى نابيان است كه در دريا ساكن است . ابو الجارود در ظاهر و باطن كور بوده است » . « 4 » ابن الغضائرى مىگويد : « اصحاب ما از رواياتى كه محمد بن سنان از او روايت كرده است بيزارى جستهاند » . « 5 »
اما روايت دوم را صاحب مقتضب الاثر ابو عبد اللّه احمد بن محمد بن عياش جوهرى « 6 » از ثوابهء موصلى از ابو عروبهء حرّانى از موسى بن عيسى افريقى ( اين هر سه
هامش
( 1 ) . نحل 16 : 92 .
( 2 ) . طبق سخن نجاشى در رجال خود ، ج 2 ، ص 208 .
( 3 ) . فرقهاى از زيديه است .
( 4 ) . رجال كشى ، ص 199 ، شمارهء 104 .
( 5 ) . اردبيلى ، جامع الرواة ، ج 1 ، ص 339 .
( 6 ) . او و پدرش از بزرگان بغداد بودهاند . او داراى تأليفات بسيار بود اما در آخر عمر دچار اضطراب شد و در سال 401 درگذشت . نجاشى مىگويد : « شيوخ ما او را ضعيف دانستهاند ؛ لذا از او روايت نمىكنم » . ر . ك : تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 88 ، شماره 517 .