شده است .
او پس از نقل اين سوره چنين آورده است : « ظاهر كلام دبستان المذاهب اين است كه اين سوره را از كتب شيعه برگرفته است ؛ در حالىكه من اثرى از آن در كتب شيعه نيافتهام . جز آنكه ابن شهر آشوب - بنابر آنچه از او حكايت شده - در كتاب مثالب گفته است كه اينان تمام سورهء ولايت را از قرآن ساقط نمودهاند ، شايد مقصود او همين سوره باشد ؛ و اللّه العالم » « 1 » . پيش از اين ، دربارهء كتاب مثالب سخن گفتهايم . « 2 »
« نهم آنكه ، خداوند متعال اسامى اوصياى حضرت خاتم الانبيا و نام دختر او حضرت فاطمه عليها السّلام و پارهاى از شمايل و صفات ايشان را در تمام كتب مباركى كه بر پيامبران پيشين فرو فرستاده ، ياد كرده است ؛ يا به منظور عنايت به آن امتها ، تا به اين اسامى تبرّك و از آن براى دستيابى به حوائج و رفع گرفتارىهاى خود بهره جويند و يا براى آنكه قدر و منزلت ايشان بالا بوده و خداوند خواسته است تا با ذكر اين اسامى - قبل از ظهور ائمه - شأن ايشان را بلند كرده باشد ، باوجوداين چگونه شخص با انصاف مىتواند احتمال دهد كه خداى متعال از ذكر نام آنان در قرآن كه بر ديگر كتب برترى دارد و در تمامى دوران ماندگار خواهد ماند غافل مانده باشد . او ، ايشان را تحت عنوان امت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه اشرف امم بوده و توجه خداوند به آنان بيشتر است معرفى نكرده است ؛ زيرا بيان شأن و مرتبه و نام بلند ايشان ، با درج صفات و ويژگىهايشان در قرآن آسانتر و پيداتر و در مقايسه با ديگر واجباتى كه به طور مكرر در قرآن از آنها نام برده شده مهمتر بوده است » .
او مىگويد : « اين وجه ، گرچه صرف استبعاد است ، اما بازگشت حقيقى آن به استقراء تام يا به تنقيح مناط قطعى است . - گويد : - اين استبعاد ، از استبعاد منكران تحريف كه به دليل شدت اهتمام صحابه در حفظ و حراست قرآن ، احتمال وقوع تحريف در آن را رد كردهاند ، نيكوتر مىنمايد » .
همچنين مىگويد : « لازم است اسناد اين دليل را كه شمارى از روايات است ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 180 .
( 2 ) . در بحث از پندارهاى حشويه ( شماره 25 ) .