تورات آمده است . آنگاه يكايك آنها را چنين تفسير كرد : تقوبيت ، اولين وحى براى آخرين پيامبر است ؛ قيذو ، دومين وصى ؛ دبيرا ، سيد شهدا ؛ مفسورا ، سرور عابدان ؛ مسموعا ، وارث علوم اولين و آخرين ؛ دوموه ، گويندهء صادق از طرف خداوند ؛ مشيو ، بهترين زندانيان ؛ هذار ، گرفتار ديار غربت ؛ يثمو ، كوتاه عمر بلند اثر ؛ بطو ، چهارمين نام ؛ نوقس ، همنام عمويش و قيذمو ، همان غايبى است كه با فرمان الهى قيام خواهد نمود » . « 1 »
بدين ترتيب ، حشويه و اخباريون ، دست به دست هم داده و با اسناد به گفتههاى عالمان يهود كه گردانندگان اين معركهاند ، روايات پوچ و باطل را نقل و رواج دادهاند . كسانى چون كعب الاحبار نيز اين سادهانديشان را به تمسخر گرفته و در نهايت خباثت و لئامت ديرينهء خود ، دروغها بر اينان فرو خواندهاند و همهء اين گفتهها ، افسانههاى برساختهء اسرائيلى است كه نفوس خبيث و پليد ، به هدف به بازى گرفتن مسلمانان ، براى سبكسران بازگفتهاند .
خداى تعالى در حق يهود فرموده است :
« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ ؛
« 2 » دشمنترين مردمان با مؤمنان را يهود مىيابى » . بارى ، يهوديان همواره به دشمنى با اسلام پرداخته و در سست و لرزان كردن اساس هستى مسلمانان كوشيدهاند . اما چرا اين بينوايان ( كسانى چون جزايرى و محدث نورى ) گوش خود را به لاطائلات چنين پليدانى سپرده و عنان خود را به آنان دادهاند .
خداوند مىفرمايد :
« وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً ؛
« 3 » و بدينگونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم و بعضى از آنها به بعضى ، براى فريب [ يكديگر ] سخنان آراسته القا مىكنند » .
بنابراين ، به كسانى چون محدث نورى تذكر مىدهيم كه براى پشتوانهء گمانى كه خود ساخته و پرداختهايد به نشر اباطيل تكيه نكنيد
« وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ
هامش
( 1 ) . همان ، ص 192 - 191 و ر . ك : نعمانى ، الغيبه ، ص 108 .
( 2 ) . مائده 5 : 82 .
( 3 ) . انعام 6 : 112 .