تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
نياورده است كه تحريف به دست عثمان يا دو خليفهء پيش از او انجام پذيرفته باشد . ما در نيافتيم كه چگونه نورى ، تحريف قرآن را از واقعهء گردآورى مصاحف نتيجه گرفته است . جالب آنكه او خود ، سستى اين نتيجه‌گيرى را احساس كرده در پايان آورده است : « هرچند ادعاى سقوط آيات نيازمند اقامهء دليل است ؛ « 1 » از آنجا كه اطمينان به مطابقت جمع دوم با جمع اول ، بر اطمينان به عدالت نويسندگان و ضبط ايشان دلالت مىكند و اين عدالت از نظر ما منتفى است ، استدلال تمام است » . ما حادثهء يكدست كردن مصاحف را به تفصيل يادآور شده « 2 » و نتيجه گرفته‌ايم كه با اطمينان بايد گفت اين رخداد موجب دگرگونى نص وحى نشده است و اگر اختلافى پيدا شده مربوط به رسم الخط بوده است كه هيچ ارتباطى با تحريف ندارد . از اينجا معلوم مىشود ارتباط اختلاف مصاحف با مسألهء تحريف ، تا چه مقدار سست است . « هشتم آنكه ، روايات اهل سنت - كه حشويه آنها را روايت كرده و سيوطى در تفسير خود و كتاب الاتقان و نيز ديگر محدثان در آثار خود آورده‌اند - دليل بر اين مدعاست » . « 3 » ما بخشى از اين روايات را در ضمن يادكرد مسألهء تحريف نزد حشويه يادآور شده‌ايم . اين گونه احاديث ، تا زمانى كه مخالف صريح قرآن و اجماع مسلمانان است ، چه از جهت سند و چه از جهت دلالت فاقد هرگونه ارزش و اعتبار است و ما چون يك‌يك اين احاديث را نقد و تحليل كرده‌ايم ، دوباره از آنها سخن نمىگوييم . « 4 » شگفت آنكه محدث نورى سورهء موهوم ولايت را به‌طور كامل به نقل از كتاب دبستان المذاهب « 5 » آورده و آن را در شمار روايات مخالفان در اين باب قلمداد كرده و در آخر كوشش نموده است اثبات كند كه در كتب خاصّه نيز اشاره‌اى به اين سوره
هامش
( 1 ) . اين گفته دلالت مىكند كه خود او به كفايت دلايلش بر اثبات مقصود اطمينان نداشته است . ر . ك : فصل الخطاب ، ص 153 . ( 2 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 334 به بعد . ( 3 ) . فصل الخطاب ، ص 183 - 171 . ( 4 ) . رجوع كنيد به بحث پيشين ما دربارهء حشويه . ( 5 ) . فصل الخطاب ، ص 179 و 180 .