سرآمد تمامى كتب پيشينيان است - نياورده باشد و ايشان را بر امتى كه گرامىترين امتها هستند نشناسانده باشد ؛ در حالىكه اينكار در مقايسه با ديگر واجباتى كه بهطور مكرّر در قرآن آمده است از اهميت بيشترى برخوردار است ؟ » آنگاه اين ادعاى خود را به روايت كعب الاحبار يهودى - كه ريزهخوار سفرهء طاغوت وقت ، معاويه بود - تأييد مىنمايد . او ادعا كرده كه مواليد اهل بيت را در 72 كتاب كه همگى از آسمان نازل شده خوانده است . در آن كتابها آمده است كه ايشان بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برترين خلائق و امامان الهى در زمينند . محدث نورى مىگويد : « كعب اين مطلب را نزد معاويه گفت و معاويه را چنين توصيفاتى خوش نيامد ؛ برخاست و خشمناك خارج شد . . . » . « 1 »
مرحوم جزايرى پيش از او دچار اين توهم شده است . او مىگويد : « اينان مهمترين جنايات را در امر دين مرتكب شدهاند ، مانند تغيير قرآن و تحريف كلمات آن و حذف مدايح اهل بيت و رسوايىهاى منافقين » . « 2 »
در اينجا مناسب است بهطور گذرا فهرست دلايلى را كه محدث نورى ضمن فصول كتاب خود آورده است ، بياوريم و به اندازهء كافى ، دربارهء آن بحث كنيم : او مىگويد :
« نخست آنكه ، در كتب عهدين تحريف واقع شده است و ضرورت تشابه حوادث گذشته با حال ، مستلزم وقوع تحريف در قرآن مىباشد » . « 3 »
قبلا توضيح داديم كه تحريف در كتب عهدين به صورت تحريف معنوى و تفسير نادرست بوده است . علاوه بر اين ، بسيارى از بندهاى اصلى اين كتب ساقط شده و مابقى آن - به تصريح قرآن - تا زمان رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سالم مانده است . مقصود از مشابهت امتها تشابه در اصول اخلاقى و معاشرت است ؛ كه بر اصل تنازع بقا پايهگذارى شده است . نه مشابهت در شيوههاى اخذ شده و تناسب با شرايط ويژهء هر زمان . تفصيل اين مطلب قبلا بيان شد .
« دوم آنكه ، شيوههايى كه گردآورندگان قرآن در آن دوره براساس آنها به جمع
هامش
( 1 ) . فصل الخطاب ، ص 183 و 184 .
( 2 ) . الانوار النعمانيه ، ج 1 ، ص 97 .
( 3 ) . ر . ك : فصل الخطاب ، ص 95 - 35 .