تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كميل مىدانست كه حقيقت [ را ] مراتب خواهد بود ، از مرتبهء ديگر استفسار نمود ؛ گفت : زِدْني فيه بَياناً در بيان حقيقت چيزى زيادت از اين هست ، بفرماى . فرمود : مَحْوُ الْمَوْهُوم مَعَ صَحْوِ الْمَعْلُوم ؛ حقيقت در پايه بالاتر از آنچه بيننده مىديد وتعبير از آن نمىتوانست كرد وهر زمان خيالي مىبست ووهمى مىكرد ، خيال ووهم محو شود وبيننده را معلوم گردد به فهم صريح بي شبهه كه چه مىبيند چنانكه تعبير از آنچه ديده است تواند كرد وبه اشارتى خبر حال اعلام تواند داد . سيد قاسم گويد :
نمىتوان خبري دادن از حقيقتِ دوست * ولى زروى بصيرت حقيقت همه اوست « 1 »
وشيخ عراقي گويد :
عراقي از پىِ تو در بدر همى گردد * تو خود درون دلش ظاهر وهويدايى « 2 »
سلمان گويد :
جمالش لن تراني گو تجلّى مىكند هر دم * مرو از جاى خود اى دل كه أنوار جمال است اين
كميل گفت : زدني بياناً . در بيان حقيقت زيادة از آنچه گفتى سخنى بفرماى . فرمود : هَتْكُ السَتْرِ بِغَلَبَةِ السِّرّ . زيادت از اين در بيان حقيقت آن است كه بيننده به جايى رسد كه از غلبهء سرّ حقيقت بر مشاهدهء أو نتواند كه خود را نگاه دارد واز ديده باز گويد ، پس پرده درى آغاز كند وبيخودى پيش هر نا أهل وأهل داد اين بدهد .
هامش
( 1 ) . ديوان شاه قاسم أنوار ، تصحيح سعيد نفسي ، ص 70 ( 2 ) . در ديوان عراقي يافت نشد .
ميراث حديث شيعه — صفحة 206 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى