تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
وشيخ عراقي مىگويد :
آفتابى در هزاران آيينه تافته * بس به رنگى هر يكى تا بىعيان انداخته جمله يك نور است امّا رنگ‌هاى مختلف * اختلافى در ميان اين وآن انداخته « 1 »
وشيخ سعدى مىفرمايد :
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست « 2 »
وحافظ مىگويد :
هر دو عالم يك فروغ روى اوست * گفتمش پيدا وپنهان نيزهم « 3 »
وداعى مىگويد :
روى تو در جلوهء اللَّه نور * ديدهء ما از تو چرا مانده دور ديدهء ما باز نشد سوى تو * ورنه نهان نيست كس روى تو
اين مرتبه را از حقيقت ، صوفيهء موحّده « جمع الجمع » خوانند :
اگر در خلق ، حق را درنيابى * بيابى خانه امّا درنيابى
وجمع الجمع شهود حق است با خلق به وجهي كه كثرت تعيّنات قادح در وحدت ذاتي أو نباشد ؛ يعنى يكى باشد أو را از خلق وحق دو نام شرابى از دو جام رويى در صد آينه وشعاعى بر هزار آبگينه . اوحدى مىگويد :
هامش
( 1 ) . مجموعهء آثار فخر الدين عراقي ، تصحيح دكتر محتشم ، ص 319 ، بيت 3794 - 3795 ( 2 ) . كليات سعدى ، نسخهء محمد على فروغى ، بخش مواعظ ، ص 887 ( 3 ) . ديوان حافظ ، تصحيح دكتر خانلرى ، غزل 355 ، بيت 4