ولى روشن است كه منظور از « طاقت » در اين آيه شريفه ، امكان و قدرت به تمام معنى نيست بلكه منظور از « طاقت » آن قدرتى است كه توأم با مشقت و سختى باشد چنان كه در « لسان العرب » آمده است كه : « طوق » و « طاقت » به معناى بىنهايت سعى و كوشش و آخرين حدّ تحمل مشقات است ، يعنى آخرين حدى از هر كار و عملى را كه انسان مىتواند با مشقت انجام دهد « طوق » مىگويند « ابن اثير » و « راغب » نيز به همان معنى تصريح دارند .
و اگر فرض كنيم كه معناى طاقت همان قدرت و امكان است ، لفظ « اطاقهء » و « يطيقون » كه از آن مشتق مىباشد ، به معناى ايجاد وسعت و فراغ خواهد بود ، پس لابد موضوعى داراى ضيق و سختى بوده است كه به وسيلهء كسى وسعت و گشايش به آن داده شده است و اين عمل بدون به كار بردن غايت سعى و كوشش انجامپذير نيست .
سيد محمد رشيد رضا از استاد خود نقل مىكند كه عرب نمىگويد : « اطاق الشىء » مگر در موردى كه قدرت بر انجام دادن آن فوق العاده ضعيف باشد ، به طورى كه در پايان رساندن آن كار ، متحمل مشقت و ناراحتى شديد گردد . « 1 »
نتيجه
بنابر آنچه گفته شد ، خلاصه معناى آيه چنين خواهد بود كه خداوند در آيه اول به وجوب عينى و عمومى بودن روزهء ماه رمضان حكم فرمود و آن را از مسافر و مريض ساقط نمود و رخصت داد كه پس از بهبودى و مراجعت از سفر اين فريضه را به جا بياورند ، سپس خواست در اين آيه نيز حكم ديگرى را براى صنف ديگرى از مردم بيان كند .
هامش
( 1 ) . المنار 2 / 165 .