خودشان مستقلند . خالق و به وجود آورندهء اعمال خويشند و اين طرز تفكر هم موجب شرك به خداى بزرگ و عقيده به تعدد خالق مىباشد .
اين است كه بايد گفت : عقيده به جبر و تفويض هر دو باطل و در ميان آن دو ، راه سومى وجود دارد و آن اينكه : افعال و كردار بندگان خدا افعال و كردار خود آنان است و با اختيار خود ، آنها را انجام مىدهند و بدين سبب سزاوار ثواب و عقاب مىگردند و از سوى ديگر خداوند نيز در اعمال بندگان دخالت دارد كه حيات ، قدرت و مقامات لازم افعال را به طور مدام مستمرّاً بر آنان افاضه مىكند و اين افاضه هيچ لحظه و آنى قطع نمىشود .
پس انسان در اعمال و افعال خود مستقل نيست و كوچكترين امكان تصرف در برابر تسلط و قدرت پروردگار ندارد .
ما موضوع جبر و اختيار را در بحث اعجاز همين كتاب مشروحاً بيان نموديم و در اينجا احتياج به تكرار و توضيح بيشتر از اين نيست .
اين بود خلاصه معناى آيه شريفه و علت اختصاص دادن استعانت به ذات اقدس پروردگار . بنابراين معنى ، اگر افاضه و عنايت خداوند نباشد ، هيچ فعل و عملى نمىتواند از بندگان سر بزند گرچه در به وجود آوردن آن عمل ، تمام انس و جن دست يارى به هم داده و مددكار هم باشند زيرا موجود ممكن كه در وجود و هستى خودش محتاج و نيازمند است و از خود استقلالى ندارد ، محال است كه در ايجاد و انجام كارهايش مستقل و غير محتاج باشد .
از اين بيان علت تأخير جملهء « اياك نستعين » از « اياك نعبد » نيز روشن مىگردد زيرا خداوند نخست با جملهء « اياك نعبد » عبادت و پرستش را به خودش اختصاص مىدهد كه بايد مؤمنان بجز خدا كسى را پرستش نكنند ، آن گاه با جملهء « اياك نستعين » براى آنان روشن مىسازد كه اين عبادت و پرستش گرچه از آنان صادر مىشود ولى بوسيلهء كمك و نيروى خداوند است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 816
مساهمون: السيد الخوئي
ص٨١٦