پس انسان با داشتن چنين خدا و تكيهگاهى نبايد از انسانى همچو خويش شفاعت بخواهد و او را در ميان خود و خدايش واسطه قرار دهد زيرا كه اين عمل مسافت را زياد و راه را دور تر مىسازد و فاصلهاى در ميان خالق و مخلوق به وجود مىآاورد و اين عمل اظهار حاجت به غير خداست ، درحالى كه فرد نيازمند دربارهء نيازمند ديگرى چه مىتواند كند و شخص گنهكار چه بهرهاى مىتواند ببرد از شفاعت كسى كه هيچ حكومت ، اختيار و سلطنتى از خود ندارد ؟ بلكه اختيار و زمام تمام امور در دست قدرت خداوند است و تمام شفاعتها براى خداست . سلطنت آسمانها و زمين از آن او است .
آرى ، شفاعت طلبيدن از ديگرى در صورتى كه خداوند اذن شفاعت كردن به وى نداده باشد ، جايز و روا نيست و اما اگر خداوند براى كسى اذن شفاعت بدهد ، طلب شفاعت از چنين فردى خضوع و اظهار نياز به درگاه خود و پروردگار است و اين شفاعت خواستن اظهار بندگى و كوچكى در پيشگاه خود او است .
از آيات قرآن مجيد استفاده مىشود كه خداوند ، چنين رخصت و اجازهاى را به بعضى از بندگانش داده و آنها را دربارهء شفاعت نمودن مأذون فرموده است ، منتها اسم اين رخصتيافتگان را جز با عنوان كلى ، فاش نكرده و آنان را شخصاً معرفى نفرموده است . خداوند اين حقيقت را در قرآن چنين آورده است :
1 . « لَّا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَهءَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمنِ عَهْداً » . ( 19 / 87 )
2 . « يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَهءُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ » . ( 20 / 109 )
3 . « وَ لَا تَنفَعُ الشَّفَاعَهءُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ إِذِنَ لَهُ الرَّحمن » . ( 34 / 23 )
4 . « وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرَوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوَّاباً رَحِيماً » . ( 4 / 64 )
1 . « آنان هرگز مالك شفاعت نيستند مگر كسى كه نزد خداوند رحمان عهد و پيمانى دارد . »
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 818
مساهمون: السيد الخوئي
ص٨١٨