از اين آيات چنين برمىآيد كه استمداد و يارى جستن اختصاص به خدا ندارد از همه كس و از همه چيز مىتوان يارى و مدد خواست و كمك گرفت .
بنابراين ، منظور از استعانت در آيه شريفه « . . . و اياك نستعين » كه به ذات اقدس پروردگار اختصاص يافته است ، هر استعانتى نيست بلكه منظور از آن يارى و كمك خواستن براى عبادت بهتر و خالصتر و توفيق يافتن براى عبادت بيشتر و سزاوارتر است .
اختصاص دادن چنين استعانتى به خداوند براى نشان دادن اين حقيقت است كه امور و اعمال اختيارى بشر در ميان دو حالت جبر و تفويض انجام مىگيرد ، بدين گونه كه كار و عبادت با اختيار و اراده انسان از وى سر مىزند .
اين است كه در جمله « اياك نعبد » انجام دادن عبادت به خود وى نسبت داده شده است ولى اين افعال در عين اختيارى و ارادى بودن به كمك و مدد خداوند وابسته مىباشد كه هر آن بايد از طرف او افاضه و عنايت شود ، عنايت هميشگى و غير مقطوع « عطاء غير مجذوذ » به طورى كه اگر اين كمك و مدد يك لحظه قطع شود بنده قادر به اتمام آن نخواهد بود و هيچ عبادت و عمل نيكى از او صادر نخواهد گرديد .
اين عقيده و نظريه ، همان نظريه بين جبر و تفويض است و بهترين نظريهاى است در اعمال و افعال انسان كه ايمان خالص به خدا اين نظريه را اقتضا و تأييد مىكند ، زيرا عقيده به جبر مستلزم آن است كه خداوند گنهكاران را در برابر اعمالى كه در انجام آن مجبورند ، عذاب و شكنجه كند ، در صورتى كه عذاب در برابر عمل غير اختيارى ، ظلم و خلاف عدالت است كه ساحت قدس پروردگار از اين نسبت ، پاك و مبراست . « سبحانه و تعالى عما يقولون علوًا كبيرًا »
عقيده به تفويض هم مستلزم اين است كه به خالق ديگرى غير از خدا قائل شويم زيرا برگشت مفهوم تفويض بر اين است كه بندگان در اعمال و كردار
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 815
مساهمون: السيد الخوئي
ص٨١٥