اين مرحله از عبادت تنها اميرمؤمنان و افرادى چون آن حضرت كه به ككمال عبوديت رسيدهاند و جز خدا كسى يا چيزى را نمىشناسند و حتى از خويشتن نيز بىخبرند اختصاص دارد و پرستش ساير عبادتكنندگان به همان دو قسم اول منحصر است ، زيرا افراد ديگر به آن مرتبه از بندگى نرسيدهاند كه جز خدا كسى را نبينند و در برابر ذات اقدس الهى ، هستى و وجود خويش را به دست فراموشى بسپارند و در فكر سود و زيان خويشتن نباشند ، خدا را تنها براى خدا بپرستند .
با اين مقدمه ، بطلان و بىاساس بودن نظريه عدهاى روشن مىشود كه مىگويند :
اگر عبادت خدا از بيم و اميد انسان سرچشمه گيرد و انگيزهء آن ترس و يا طمع باشد ، اين عبادت درست نيست ، بلكه بايد عبادت براى خدا انجام گيرد ، آن هم فقط به اين جهت و انگيزه كه ذات اقدس خداوند سزاوار عبادت و پرستش است .
اين نظريه و گفتار به اين جهت باطل است كه اين مرحله از عبادت براى تمام افراد بشر به جز معصومين امكانپذير نيست و چيزى كه امكان ندارد ، قابل تكليف نيست . به عبارت ديگر : اين مرحله از عبادت براى افراد عادى غير مقدور است و تكليف به عمل غير مقدور هم از طرف خدا محال است .
علاوه بر اين ، از آن دو آيهء گذشته چنين استفاده مىشود كه اگر عبادت در اثر ترس و يا طمع انجام گيرد ، صحيح مىباشد زيرا خداوند در اين دو آيه كسانى را كه از راه ترس و طمع خدا را مىخوانند و ستايش مىكنند ، ستوده و آنها را مدح و تعريف نموده و اين مدح و تعريف ، صحت و محبوبيت آن عمل را مىرساند و مشعر بر اين است كه خداوند بر چنين عملى امر فرموده و در مقام امتثال و اطاعت از فرمان وى ، اينگونه عبادت كفايت مىكند .
از ائمه معصومين ( عليهم السلام ) نيز رواياتى وارد گرديده است كه به صحيح بودن عبادتى كه ناشى از خوف يا طمع
باشد ، دلالت مىنمايند . « 1 »
هامش
( 1 ) . براى آگاهى از انگيزههاى عبادت به پاورقى شمارهء ( 18 ) از بخش تعليقات مراجعه فرماييد .