تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
در بعضى دعاها نيز آمده است : « ى ا رَحْمنَ الدُّنيا وَ اْلاخِرَهءِ وَ رَحيمَهُما » كه در اين دعاها ، « رحمان » و « رحيم » هر دو به يك صورت به كار رفته است و از اين جا معلوم مىشود كه از نظر عموميت و خصوصيت ، فرقى بين اين دو كلمه نيست . شايد منظور از آن روايات كه كلمهء « رحيم » را از نظر معنى خاص مىدانند و آن را تنها به عالم آخرت مختص مىكنند ، اين است كه اگر رحمت خدا تا عالم آخرت امتداد و ادامه نداشته باشد و در اين جهان منقطع گردد ، وجود اين‌گونه رحمت با نبودش مساوى است زيرا رحمتى كه در پشت سر آن عذاب و بدبختى بيايد ، چه سودى خواهد داشت و در واقع رحمت نيست و رحمتى كه زايل و منقطع شود ، بناچار در عذاب و بدبختى دائمى مندك و محو خواهد شد ، با اين حساب مىتوان گفت كه رحمت به معناى واقعى آن ، تنها و تنها به حال مؤمنين سود مىبخشد و اختصاص رحمت به مؤمنين به اين معناست نه بدان معنا كه خداوند به غير مؤمنان اصلًا رحم نكند . ى ك توضيح ادبى بعضى علماى تفسير معتقدند كه جار و مجرور « بسم الله » به « اقول » يا « قل » يا « اقْرَأ » و يا « اقْرَأ » متعلق است و گروهى ديگر از مفسرين مىگويند كه جار و مجرور « بسم‌الله » به « استَعين » و يا « اسْتَعِنْ » تعلق و وابستگى دارد ، گروه سومى آن را به « أَبْتِدأُ » متعلق مىدانند ولى به عقيدهء ما دو نظريه اولى باطل و نادرست است : اما نظريهء اول بدين جهت باطل است كه مفهوم ماده قرائت و قول بايد جمله‌اى باشد داراى معناى تام ، در اين صورت مجبوريم علاوه بر خود اين كلمات جمله ديگرى نيز تقدير و منظور كنيم تا مقول و قول و مفعول قرائت باشد ، در صورتى كه ايت تقدير يك عمل اضافى و بىجاست . و بطلان نظريه دوم به اين دليل است كه استعانت و يارى خواستن خود