كلمهء « رحيم » در قرآن مجيد آن جا كه با متعلقش آمده است ، هميشه به وسيلهء « با » متعدى گرديده است ، مانند :
1 - « إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَحِيمٌ » . ( سورهء بقره / 143 )
2 - « وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً » . ( سورهء احزاب / 43 )
1 - « راستى خداوند نسبت به مردم رؤف و مهربان است . »
2 - « خداوند نسبت به مؤمنان مهربان است . »
گويا اين كلمه در اين موارد كه با متعلقش ذكر شده است از متعدى بودن منسلخ و جدا گرديده و به صورت لازم استعمال شده است زيرا اگر لازم فرض نمىشد به وسيلهء « با » متعدى نمىشد و لازم فرض كردن اين كلمه ، غريزى و ذاتى بودن مفهوم آن را تثبيت مىكند ، مانند شريف و وضيع .
آلوسى دربارهء اين كلمه چنين نظريه داده كه آنها صفت مشبهه نيستند ، به دليل اينكه هر دو كلمه در جمله « رَحْمنَ الدُّنيا وَ اْلاخِرَهءِ وَ رَحيمَهُما » به سوى مفعول اضافه شدهاند ، در صورتى كه صفت مشبهه از فعل لازم مىآيد نه از فعل متعدى « 1 » به عبارت ديگر صفت مشبهه هيچ وقت داراى مفعول نيست تا به سوى آن اضافه شود .
اين سخن از آلوسى بسيار شگفتانگيز است زيرا اضافه اين دو كلمه در جملهء مذكور از باب اضافه كلمه به سوى مفعولش نيست بلكه از باب اضافه به سوى مكان و يا زمان است و در اضافه به سوى زمان و مكان نيز فرقى در ميان متعدى و لازم نيست .
در بعضى از روايات آمده است كه « رحمان » اسم خاص است و معنايش عام ، ولى « رحيم » اسم عام است و معنايش خاص ، زيرا كه اختصاص به آخرت و يا
هامش
( 1 ) . تفسير آلوسى 1 / 59 .