از اين آيات چنين بر مى آيد كه در هر موجود و پديدهاى ، يك نوع دلالت بر وجود خداوند و بر توحيد و عظمت وى وجود دارد ، بدين جهت است كه مىتوان آنها را كلمات و يا اسماء خداوند ناميد ، ولى اسماء تكوينى نه اسماء لفظى و جعلى .
ولى بايد توجه داشت ، همانطور كه اسماء لفظى خداوند از نظر دلالت به ذات اقدس او ، مختلف و متفاوتند كه بعضى از آنها به اصل ذات پروردگار و تمام كمالات وى دلالت مىكند و بعضى ديگر تنها به يك جهت خاصى از كمالات او دلالت دارند و هر نامى به اندازهء گنجايش و وسعت مفهومى خود از عظمت و كمالات او بازگو مىكند . اسماء تكوينى او نيز گرچه در اصل دلالت به وجود خداوند ، توحيد ، علم ، قدرت و ساير صفات كمالى او مشتركند ولى در شدت و وسعت دلالت بر عظمت و كمالات خداوندى با هم متفاوتند كه كاملترين و پرمعنىترين آنها وجود پيامبر و ائمه هدى مىباشند كه آفرينش جهان هستى و كتاب تكوينى با خلقت و آفرينش نور آنها شروع گرديده است .
منشأ اين اختلاف و تفاوت اين است كه موجود ، هر چه كاملتر و شايستهتر و سعه وجودى او وسيعتر باشد دلالت آن بر وجود و عظمت خداوند ، قوىتر خواهد گرديد و از اينجاست كه اطلاق ( اسماء حُسنى ) بر ائمه طاهرين ( عليهم السلام ) به طورى كه در پارهاى از روايات وارد گرديده است ، بسيار صحيح و پر معنى است . « 1 »
پس خداى بزرگ ، كاملترين كتاب تدوينى خود ( قرآن ) را با گرامىترين الفاظ و نزديكترين آنها به اسم اعظمش كه از سياهى چشم به سفيدش نزديكتر است شروع كرده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . كافى ، باب نوادر از بابهاى توحيد / 70 ، وافى 1 / 106 ، تفسير برهان 1 / 377
( 2 ) . وافى ، 5 / 99 ، تهذيب 1 / 218 ، مستدرك حاكم 1 / 552 ، كنز العمال 3 / 190 ، عثمان نيز اين روايت را با مختصر تفاوتى در الفاظ از رسول خدا نقل نموده است .