آنها در ميان مسلمانان جارى و مورد عمل مىباشد ، مانند آيهء « رجم » كه در قرآن نيست .
مىگوييم : اين نوع نسخ را « نسخ در تلاوت » مىگويند كه تنها تلاوت آيه ، نسخ شده است نه حكم آن ، ولى ما در بحث تحريف گفتيم كه عقيده به نسخ تلاوت همان عقيده به تحريف است و پايهء درست و مبناى صحيحى ندارد و مدارك و دليل اين عقيده چند روايت است كه به صورت خبر واحد نقل گرديده است و در چنين موضوعات مهم خبر واحد نمىتواند اثرى داشته باشد ، زيرا تمام ، مسلمانان در اين موضوع اجماع و اتفاق نظر دارند كه همانطور كه خود قرآن با خبر واحد ثابت نمىشود ، نسخ قرآن را نيز نمىتواند با خبر واحد ثابت نمود .
علاوه بر اجماع مسلمانان ، طبيعت هر حادثه حساس و موضوع مهم ، سرعت انتشار آن است يعنى خبر اينگونه حوادث به سرعت در ميان مردم شايع و معروف مىشود و ناقلان بيشترى پيدا مىكند و به حد تواتر مىرسد . بنابراين ، نقل يك حادثه مهم با خبر واحد ، به خودى خود دليل بر عدم وقوع آن حادثه مىباشد و نشان مىدهد كه آن حادثه واقع نشده و گويندهء آن خبر دروغگو بوده ، يا به اشتباه مرتكب شده است ، زيرا اگر صحت داشت ، به علت اهميت حادثه افراد زيادى آن را نقل مىكردند و نقل آن به حد تواتر مىرسيد .
بنابراين ، چگونه مىتوان قرآن بودن آيهء « رجم » را با خبر واحد ثابت نمود و مدعى شد كه اين جمله از آيات قرآن بوده است كه تلاوتش منسوخ گرديده و حكمش باقى مانده است . آرى ، به طورى كه قبلًا بيان شد ، عمر آيهء رجم را آورد و ادعا نمود كه از قرآن است ، ولى چون اين آيه را تنها عمر آورده بود ، مسلمانان نپذيرفتند و در قرآن وارد نكردند و بعداً هم آن را به صورت ديگر درآورده و گفتند : كه اين آيهاى بوده است تلاوتش منسوخ و حكمش باقى مانده است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٨٤