اين نوع تصادم را مخالفت نمىنامند ، مخالفت در صورتى است كه خبر واحد به طورى با آيهء قرآن معارض و مخالف باشد كه اگر هر دو از يك گوينده صادر مىشود مخاطبين در درك معناى آنها توقف مىنمودند و يا به تناقضگويى حمل مىكردند ولى در ميان مفهوم خبر واحد « خاص » و مفهوم آيه « عام » نه تنها چنين مخالفت و تصادم كلى وجود ندارد بلكه يكى روشنگر و بيان كننده مفهوم آن ديگرى است .
از طرف ديگر ما مىدانيم كه روايات زيادى به عنوان مخصص و بيان كننده عمومات قرآن يا مقيد مطلقات آن به طور متواتر از ائمه معصومين وارد شده است .
پس اگر تخصيص و تقييد آيات قرآن با خبر واحد ، مخالفت با قرآن محسوب شود ، نقض سخن معروف ائمه ( عليهم السلام ) خواهد بود كه فرمودهاند : « آنچه مخالف گفتار خدا باشد ، سخن ما نيست » ، يا گفته : « مخالف قرآن ، باطل و بى پايه است . »
در صورتى كه تخصيص قرآن با گفتار حتمى و متواتر ائمه ( عليهم السلام ) ، فراوان وجود دارد و صدور اينگونه تخصيصها و تقييدها كه از ائمه نقل گرديده است ، گواه اين است كه تخصيص و تقييد قرآن مخالفت با قرآن محسوب نمىشود .
دليل ديگر اينكه : ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) موافق بودن يكى از دو خبر متعارض با قرآن را موجب انتخاب و ترجيح خبر موافق نمودهاند و اين خود دليل بر اين است كه خبر مخالف با ظاهر عموم آيهء قرآن ، به ذات خود اعتبار و حجيت داشته است ، منتها در اثر داشتن يك معارض قوىتر و موافق با قرآن از آن خبر به ظاهر مخالف ، انصراف حاصل گرديده است و اگر در اصل اعتبار و حجيت نداشت ، ديگر مجالى براى معارضه و ترجيح دادن باقى نمىماند .
3 - آخرين دليل مخالفين تخصيص قرآن با خبر واحد اين است كه مىگويند اگر تخصيص زدن به قرآن به وسيلهء خبر واحد صحيح باشد ، بايد نسخ قرآن را هم با خبر واحد صحيح بدانيم ، در صورتى كه مسلماً نسخ قرآن با خبر واحد جايز نيست ، پس تخصيص هم جايز نمىباشد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 699
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٩٩