و الحاح به سوى خداوند جهت رفع حوايج و توجه به خدا مفهومى نخواهد داشت ، زيرا آنچه انسان از خدا مىخواهد ، قلم قدرت بهوقوع آن جارى شده است ، بهناچار بهوقوع خواهد پيوست و ديگر نيازى به دعا و نيايش و درخواست ما نيست و اگر قلم تقدير بر خلاف آن جارى گرديده و عدم وقوع آن مقدّر شده است ، در اين صورت واقع نخواهد گرديد و دعاى ما كوچكترين اثرى نخواهد داشت .
و در اثر اين طرز تفكر ، يأس و نوميدى از پذيرفته شدن دعاها و تأثير توجه به پروردگار ، در دل بندگان خدا و انسانها به وجود مىآيد . دعا و تضرع ، ترس و توجه به پروردگار را كنار گذاشته و اينگونه اعمال و اظهار بندگى را يك امر موهوم و بىاثر خواهند پنداشت و اين پندار خطرناك به دعا اختصاص نداشته بلكه به عبادتهاى ديگر ، صدقهها ، نيكىها و هر گونه اعمالى كه انسان براى به وجود آمدن يك سرنوشت خوب انجام مىدهد ، كشانده مىشود .
آنچه گفته شد ، نكتهء بسيار دقيق و حساسى است كه به مسئلهء بدا ، شأن و عظمت خاصى مىبخشد و از همين جا است كه اين مسئله در روايات ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) بسيار آمده و مورد تأكيد قرار گرفته است ، چنان كه مرحوم صدوق ( رحمه الله عليه ) در كتاب « توحيد » از امام صادق ( عليه السلام ) و يا از امام باقر ( عليه السلام ) چنين آورده است كه خداوند بزرگ با هيچ عبادتى به مانند عقيده به بدا پرسش نگرديده است . « 1 »
باز صدوق ( رحمه الله عليه ) از هشام بن سالم و او هم از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مىكند كه نسبت به پيشگاه خداوند از هيچ راهى مانند بدا تعظيم و تجليل به عمل نيامده است . « 2 »
از محمد بن مسلم نيز چنين آورده است كه امام صادق ( عليه السلام ) مىفرمايد : خداوند هيچ پيامبرى را به پيامبرى مبعوث نكرده است ، مگر اينكه از وى به سه چيز پيمان
هامش
( 1 ) . در بعضى از نسخهها به جاى « مثل البداء » جملهء « افضل من البداء » آمده است .
( 2 ) . توحيد صدوق ، باب بدا ، 272 چاپ سال 1386 ( ه - . ق ) - كافى وافى ، باب بدا 1 / 113 .