تقديرات تعلق دارد و از بدا و تغييراتى كه شايد بدان راه يابد ، ناآگاه و بىاطلاع است .
به عبارت ديگر ، گر چه امكان دارد كه علم و آگاهى بعضى از بندگان به وسيلهء تعليم خداوند به تمام زواياى علم آفرينش گسترش يايد ، ولى به فرض داشتن چنين علمى ، باز هم به دامنه علم خدا نخواهد رسيد ، زيرا چنين شخصى ، ديگر نمىتواند به آن مرحله از علم مخزون و مكتوم پروردگار كه تنها به خود وى اختصاص و انحصار دارد ، دست يابد ، مگر اينكه خداوند وقوع حتمى چيزى را به كسى خبر دهد و از تصويب نهايى آن كه خالى از بدا باشد وى را آگاه سازد . در غير اين صورت هر پيامبر و امامى در هر مورد ، احتمال بدا خواهد داد كه اين احتمال سطح علم آنان را از علم خداوند كه به تصويب نهايى رسيده است ، حتى از وقوع بدا و عدم وقوع آن نيز آگاهى دارد ، پايين مىآورد و مرز آن را مشخص مىسازد .
3 - طرح مسئله بدا و عقيدهء به آن ، موجب آن خواهد بود كه انسان توجه كامل خود را به خداوند معطوف بدارد و به درگاه وى روى آورد و از او طلب حاجات و دفع بلايا و مصيبات كند . عزّت ، توفيق عمل و عبادت و همه گونه وسائل خير و سعادت را در پيش وى بجويد و از عوامل بدبختى و شقاوت به او پناه ببرد . اين مرحلهء از عبوديت و بندگى در گرو عقيده به بدا است زيرا با در نظر گرفتن مسئلهء بدا خداوند مىتواند سرنوشتها و تقديرات را تغيير دهد و در اثر دعا و نيايش ، اصرار و الحاح انسان ، دگرگونىهايى در تقديرات ايجاد كند و محو يا اثباتى در سرنوشت او به عمل آورد .
ولى اگر به مسئلهء بدا معتقد نباشيم ، در اين صورت بايد ملتزم شويم به اينكه ، آنچه قلم تقدير به آن جارى گرديده و آن را ثبت و ضبط نموده است ، به ناچار واقع خواهد شد و تغيير و تبديلى به آن راه نخواهد يافت . بنا به اين عقيده ، دعا ، نيايش
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 682
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٨٢