تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
نتيجه : از همهء آنچه گفتيم بر مىآيد كه هيچ دليلى به ادعاى نسخ در اين آيه به جز تقليد از عده‌اى از فقهاى متأخر وجود ندارد و چگونه مىتوان از حكمى كه در قرآن وارد گرديده است ، در اثر فتواى كسى دست برداشت ؟ جاى تعجّب است كه حسن و زهرى مىگويند : معناى جملهء « اوْ آخَران مِنْ غَيْرِكُمْ » كه در اين آيه شريفه وجود دارد ، اين نيست كه كافران و اهل كتاب شهادت دهند بلكه منظور اين است كه « يا دو نفر غير از اقوام و خويشاوندان شما شهادت دهند » بنابراين معنى ، در آى شريفه اصلًا دليلى نسبت به قبول شهادت كافر و اهل كتاب وجود ندارد زيرا در آيه اسمى از آن‌ها به ميان نيامده است . اين گفتار گذشته از اينكه با رواياتى كه در تفسير اين آيه وارد شده است ، مردود مىباشد ، با ظاهر خود قرآن نيز مخالف است ، چون مورد خطاب در اين آيه مؤمنين است و لابد بايد منظور از « غَيْرِكُمْ » نيز غير مؤمنين باشد و آن‌ها همان كفارند . و نكته قابل توجه اين است كه اطلاق اين آيه و خالى بودن آن از قيود و شرايط ، به پذيرفتن شهادت كافر دلالت مىكند ، اعم از اينكه كافر كتابى باشد و يا غير كتابى و اعم از اينكه اقامهء شهود از خود مؤمنين امكان‌پذير باشد و يا نباشد . ولى روايات فراوانى كه در اين باب وارد شده است ، اين شهادت را تنها به شهادت كافر كتابى به مواردى كه تحصيل شهود از مؤمنين ممكن نباشد ، اختصاص داده است و اين مورد يكى از مواردى است كه اطلاق كتاب با روايت « مقيد » شده است و به عبارت ديگر حكم كلى قرآن با حكم خاص و جزئى به وسيلهء گفتار گرديده گرديده پيامبر ثابت شده ، استثنا برداشته است .