عدم نسخ و دلائل آن
به عقيدهء ما اين آيه شريفه نسخ نشده است و عقيده به وقوع نسخ در اين آيه پندارى است باطل و بىاساس زيرا :
1 - روايات فراوانى به طريق شيعه و اهل سنت آمده است كه از آنها استفاده مىشود : شهادت اهل كتاب بر وصيت مسلمانان در صورتى قبول است كه شهادت مسلمانان امكانپذير نباشد ، چنان كه كلينى ( رحمه الله عليه ) از هشام بن حكم نقل مىكند كه امام صادق ( عليه السلام ) در تفسير « أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ » فرمود : اگر شخصى در غربت باشد و در آن جا مسلمانى پيدا نشود ، دربارهء وصيت وى شهادت غير مسلمان نيز جايز و نافذ است . « 1 »
شعبى نيز نقل نموده است كه در « دقوقا » يكى از مسلمانان را مرگ فرارسيد و چون كسى از مسلمانان را پيدا نكرد تا وصيت كند ، دو نفر از اهل كتاب را به وصيت خود شاهد گرفت ، اين دو نفر وارد كوفه گرديدند و به نزد « ابوموسى اشعرى » آمدند و جريان را به او ابلاغ كردند ، پول و امانتهاى او را به ابو موسى تحويل دادند و ابو موسى گفت : پس از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين پيشآمدى رخ نداده است و بعد از نماز عصر به آن دو نفر قسم ياد داد كه آيا به مال موسى خيانت نكردهاند و در وصيت او دروغ نگفته و در گفتههايش تغيير ندادهاند ، ثروت و وصيت وى همان بوده است كه آنان اظهار مىنمايند و آنان هم بدين گونه سوگند ياد كردند ، آن گاه ابوموسى شهادتشان را دربارهء وصيت يك فرد مسلمان قبول كرد پذيرفت . « 2 »
هامش
( 1 ) . وافى 13 / 8 باب الشهاد على الوصيهء
( 2 ) . اين حديث را ابو داوود نقل نموده و دار قطبى نيز حديث ديگرى در همين مضمون آورده است . المنتقى 2 / 942 .