تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
2 - رواياتى كه در فصل گذشته در موضوع نزول سورهء مائده آورديم ، دليل محكمى است بر عدم نسخ اين آيه زيرا از آن روايت‌ها استفاده مىشود كه سورهء مائده آخرين سوره‌اى است كه فرود آمده است و هيچ‌يك از آيات آن نسخ نگرديده و هر حكمى كه در اين سوره آمده است ، ثابت و پا برجاست و يكى از آيات آن سوره همان آيهء مورد بحث ما است . 3 - دليل سوم بر عدم نسخ آيهء مذبور اين است كه نسخ احتياج به دليل و اثبات دارد و هيچ‌يك از اين دلايلى كه طرفداران نسخ اقامه نموده‌اند ، نمىتواند آن را ثابت كند . دلائل قائلين به نسخ همان‌طور كه اشاره نموديم ، گروهى از علماى اهل سنت مىگويند كه آيهء مورد بحث نسخ شده است و در اين نظريه به دلائلى استناد مىكنند . اينك ما آن دلائل را مىآوريم و مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار مىدهيم : 1 - مىگويند : خداوند متعال در شاهد ، عدالت و مورد رضايت مسلمين بودن را شرط و معتبر دانسته و چنين فرموده است : 1 - « مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ » . ( سورهء بقره / 282 ) 2 - « وَ أَشْهِدُوا ذَوَىْ عَدْلٍ مِنكُمْ » . ( طلاق / 2 ) « گواهانى بگيريد كه به شهادت و گواهى آنان رضايت داريد ! » « دو نفر عادل را شاهد بگيريد . » با در نظر گرفتن شرط عدالت و رضايت در شاهد ، چون كافر داراى عدالت نيست و طريقه و روش او نيز مورد رضاى مسلمانان نمىباشد ، بنابراين ، شهادت وى لغو و بى اعتبار است ، در اين صورت در وصيت نيز نمى تواند مقبول و معتبر باشد و آيهء مورد بحث با اين حكم نسخ شده است . پاسخ : اين استدلال از چند جهت ، مخدوش است : اولًا ، آيهء اول دربارهء
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 589 | السيد الخوئي / محمد صادق نجمى / هريسى