باز او پنداشته كه ازدواج موقت با مضمون آيهء شريفه منافات دارد كه مىگويد :
« وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ » . ( 23 / 5 - 7 )
« و رستگار شدند [ مؤمنانى كه ] دامانشان [ از آلوده شدن به بىعفتى ] حفظ مىكنند و تنها با همسران و كنيزانشان آميزش دارند كه در بهره گيرى از آنان ملامت ندارند و كسانى كه غير از اين را طلب كنند ، تجاوزگرند . »
صاحب تفسير المنار باز مىگويد كه : تحريم و جلوگيرى عمر از متعه از پيش خود نبوده و حتماً روايت و سخنى از پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در حرمت متعه شنيده بوده است و اگر اين مطلب ثابت باشد كه وى تحريم متعه را به خود نسبت داده و گفته است كه متعه را من تحريم مىكنم ، حتماً منظور وى اين بوده است كه تحريم اولى را او بيان و اعلان نموده و يا آن را به مورد اجرا گذاشته است نه اينكه حكم را از پيش خود تشريع كرده باشد .
صاحب « المنار » با اين گفتارش در واقع آنچه را كه در صفحات پيشين كتاب خود آورده است ، ناديده گرفته و يا آن را فراموش كرده است زيرا او در صفحات پيش گفته بود كه عمر از روى اجتهاد و با رأى خويش « متعه » را حرام كرده و ياران پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز در اين نظريه با وى موافقت نمودهاند . « 1 »
مؤلف : ما در پاسخ اين پندارهاى بىاساس مىگوييم :
1 - اما داستان منافات ازدواج موقت با موضوع عفت ، مبتنى بر اين است كه صاحب المنار چون خيال كرده است كه همسر موقت ، همسر شرعى نيست ، لذا آن را « سِفاح » و زنا ناميده است ، در صورتى كه قبلًا بىاساس بودن اين سخن را
هامش
( 1 ) . تفسير المنار / 13 - 16 .