چنين گفت :
« مُتْعَتانِ كانَتا عَلى عَهْدِ رَسُولُ اللهِ وَ انَا انْهى عَنْهُما وَ اعاقِب عَلَيْهِما » « 1 »
در دوران رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) دو متعه وجود داشت كه من از آنها نهى نموده و بر انجام دادن آنها مجازات خواهم نمود .
اگر نهى از طرف رسول خدا واقعيت داشت ، عمر به جاى « انهى عنهما » مىگفت « نهى النبى عنهما » .
4 - نسخ آيه متعه با اجماع علما
شايد گروهى چنين پندارند كه گرچه متعه با آيه و احاديث فراوان در اسلام ثابت گرديده بود ولى اين حكم و اين آيه با اجماع علما و دانشمندان اسلامى نسخ گرديده است .
در جواب اين پندار مىگوييم : اجماع در صورتى كه كاشف از قول معصوم نباشد حجيت و مدركيت نخواهد داشت و در صفحات گذشته روشن گرديد كه در زمان رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و بعد از وى تا مدتى از خلافت عمر خبرى از تحريم متعه نبود .
آيا عقل تجويز مىكند كه كتاب خدا و سنت پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) را با فتواى عدهاى كه از خطا و اشتباه مصون و معصوم نيستند ، كنار بگذاريم ؟ اگر چنين مطلبى درست باشد ، در اين صورت نسخ تمام احكام قرآن و يا احكامى كه به وسيلهء روايات صحيح و قطعى ثابت گرديده است ، ممكن خواهد بود ، اين گفتار مساوى با اين است كه بگوييم : هيچ مانع و اشكالى ندارد كه وجوب نماز روزه ، حج و امثال آنها به وسيلهء آراء و فتاواى علما نسخ گردد ، در صورتى كه هيچ مسلمانى نمىتواند
هامش
( 1 ) . اين همان روايت پنجم است كه در سلسله روايات متعه گذشت ، ابوصالح كاتب ليث و طحاوى و ابن عساكر و صاحب كنز العمال در كتاب خود 8 / 293 - 294 اين روايت را آوردهاند ولى ابن جرير و ابن عساكر به جاى « انا انهى عنهما » جملهء « انا اضرب عليهما » نقل نمودهاند .