عقايد و روشنترين سنن و آداب آنان را مىكوبيد ، محكوم نمايد و از اين طريق پيروزى خود را ثابت و نام خويش را در تاريخ ماندگار سازد و بر ارزش و موقعيت خويش بيفزايد و با اين معارضه و مبارز ساده ، ملت عرب را از جنگهاى كوبنده و صرف هزينههاى سنگين و نثار خونهاى رنگين راحت و آسوده كند و از تحمل سختىها و فشارها و ترك نمودن خانهها و اوطانش ، آسودهخاطر شود .
ولى عرب فصيح و بليغ آن روز وقتى در برابر قرآن قرار گرفت و در فصاحت و بلاغت آيات قرآن دقت و تفكر كرد ، هرچه زودتر به معجزه بودن آن اذعان نمود و به اين حقيقت پى برد كه مبارزه با قرآن با شكست قطعى مواجه خواهد شد و جز تسليم و سر فرود آوردن در برابر حق و اظهار عجز و ناتوانى در برابر قرآن چاره و راه ديگر ندارد .
روى همان اذعان و يقين بود كه عدهاى از آنان وحى بودن قرآن را پذيرفته ، نبوت پيامبر اسلام ( صلىالله عليه وآله و سلم ) را تصديق نمودند و در برابر دعوت قرآن سر تسليم فرودآورده ، با تشرف به دين اسلام به سعادت ابدى نائل گرديدند ولى گروه ديگرى راه عناد و لجاجت در پيش گرفته ، مبارزه با شمشير را بر مبارزه با سخن ترجيح دادند و به جاى معارضه با بيان ، معارضه با نيزه و سنان را انتخاب نمودند .
اين عجز و درماندگى ، خود بزرگترين دليل و روشنترين گواه بر وحى بودن قرآن مىباشد و ثابت مىكند كه آوردن كتابى مثل قرآن از داير قدرت بشر بيرون و از حد امكان او خارج است .
ى ك اشكال و سه پاسخ
بعضى از مردم بىاطلاع ادعا نمودهاند كه عرب آن زمان ، گفتارى مانند قرآن را آورده و با آن به مقام معارضه بر آمده است ، منتهى در اثر مرور زمان و طول مدت ، اين معارضه از بين رفته و براى ما مخفى مانده است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٤