اين گفتار از جهات مختلفى ، سست و غير قابل قبول مىباشد زيرا :
1 - اگر چنين مبارزه و پيروزى واقعيت داشت ، حتماً اعراب ، اين جريان را در مجالس خود بازگو مىنمودند ، در هر كوچه و برزن و در هر مراسم رسمى شايع و اعلان مىساختند و دشمنان اسلام كه مىخواستند از هر فرصتى استفاده كنند ، اين معارضه و پيروزى را تبليغ نموده ، از وجود آن براى پيشبرد مقاصد خويش بهرهبردارى مىكردند و به صورت يك حربهء سنگين و كوبندهاى ، محفوظ داشته ، برعليه دشمن خويش به كار مىبردند و گذشتگان ، آن را در كتابهاى تاريخ نقل و براى هميشه ضبط مىنمودند ، در صورتىكه از اين معارضه در هيچ كتاب تاريخ و ادب نامى به ميان نيامده ، اثرى از آن ديده نشده است .
2 - از طرف ديگر تحدى قرآن مجيد و مبارزه خواستن آن منحصر بهيك عده و يا تنها اعراب نبوده ، بلكه قرآن تمام جوامع بشرى را در تمام اعصار و قرون به مبارزه فراخوانده ، تمام انس و جن را به معارضه دعوت مىكند .
در اين مقام چنين مىگويد :
« قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً » . ( اسراء / 88 )
« بگو : اگر انسانها و پريان اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند ، همانند آن را نتوانند آورد ، هر چند يكديگر را [ در اين كار ] كمك كنند . »
و در طول تاريخ ، دستگاه مسيحيت و دشمنان اسلام هزينههاى سنگينى را متحمل شده ، پولهاى گزافى را صرف كردهاند تا از عظمت اسلام و مسلمانان بكاهند و مقام ارجدار پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و قرآن مجيد را كوچك جلوه دهند و اين مبارزه ادامه و استمرار داشته ، بهصورت يك برنامهء منظم در دايرهء وسيع و گستردهاى انجام مىپذيرد . بنابراين ، اگر معارضه با بلاغت قرآن براى آنان ( گرچه با آوردن يك سوره ) امكان داشت ، از اين راه استفاده مىكردند و با تنظيم سخنى مشابه
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٥