المؤمنان ( عليه السلام ) آن بند و الا و صالح خدا ، متهم به دروغگويى شود و بهعنوان فردى كذاب و دروغگو معرفى شود ؟
آيا آيين علم و كاوشگرى و يا دين و عقيده ، چنين اجازهاى را به ما مىدهد ؟ ! مگر خود رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نبود كه با صداى بلند برترى على ( عليه السلام ) را بر ديگران اعلام كرد تا آنجا كه فرمود : « يا على تو نسبت به من مانند
هارون هستى نسبت به موسى ؟ ! »
رسول اكرم آنچنان سخنان افتخارآميز تاريخى دربارهء على گفته است كه دربارهء احدى از اصحاب و يارانش آنچنان سخنى را ابراز نداشته است .
دوست و دشمن فضائل و افتخارات بىشمارى براى على ( عليه السلام ) از زبان پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيده و به آن معترفند ؛ فضائلى كه دربارهء هيچيك از صحابه شنيده نشده است .
چنانكه حاكم مىگويد : روزى معاويه ، سعد بن ابى وقاص را به سّب على ( عليه السلام ) وامىداشت . او در جواب معاويه گفت : اى معاويه ! من چگونه دربارهء مردى سخن زشت و ناسزا بر زبان آرم كه افتخارات و فضائل فراوانى از زبان رسولالله دربارهء وى نقل شده است كه اگر يكى از آنها دربارهء من نقل مىشد ، براى من بيش از شتران سرخموى ارزش داشت ، سپس حديث كساء ، حديث منزلت ، حديث بيدق و جريان معروف جنگ خندق را بهعنوان شاهد گفتارش براى وى خواند . « 1 »
رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در شناساندن شخصيت بزرگ اميرمؤمنان ( عليه السلام ) به اين مقدار اكتفا نكرده بلكه علمى ، اخلاقى ، اجتماعى ، سياسى ، فضائل و كمالات ذاتى على را براى امت خويش بيش از اين روشن ساخته است .
چنانكه باز حاكم نقل مىكند كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به على ( عليه السلام ) فرمود : « يا على هركس از من فرمان برد ، از خدا فرمان برده است و هركس از تو فرمان برد ، از من فرمان برده و هركس با تو راه عداوت و مخالفت در پيش گيرد با من مخالفت ورزيده است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . مستدرك حاكم 3 / 108
( 2 ) . همان .