4 - افرادى كه از بيعت با ابوبكر خوددارى نمودند ، از هر راهى با وى احتجاج كردند ولى با مسئل وجود نام « على » در قرآن هيچگونه احتجاج ننمودهاند و اگر نام على ( عليه السلام ) در قرآن وجود داشت آن را به رخ ابوبكر مىكشيدند و با در دست داشتن چنين مدرك مهم و روشن او را محكم مىكردند زيرا اين مطلب در مقام احتجاج گيراتر و محكمتر از ساير دلايل بود .
گروه سوم :
قسمت سوم از روايات تحريف ، بر اين دلالت دارند كه زيادت و نقصان هر دو در قرآن بهوقوع پيوسته است ، بدينگونه كه : بعد از پيامبر ، مسلمانان بعضى از كلمات قرآن را برداشته و بهجاى آنها كلمات ديگرى را به قرآن اضافه
كردهاند .
اينك نمونهاى از اينگونه روايات :
1 - على بن ابراهيم قمى با اسناد خود از حريز از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مىكند كه آيهء ششم از سور حمد ، بدينصورت بود : « صِراطَ مَنْ انْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ غَيْرِ الضّالّينَ » .
2 - عياشى از هشام بن سالم نقل مىكند كه از امام صادق ( عليه السلام ) اين آيه را سؤال كردم كه خداوند مىفرمايد : « انَّ اللهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً و آلَ ابْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ . » امام فرمود : اين آيه در اصل بدينصورت بود : « . . . آلَ ابراهيمَ و آلَ مُحَمَّدٍ عَلَى الْعالَمينَ » ، اسمى را از آن برداشتند و اسم ديگرى را بهجاى آن گذاشتند ، يعنى آل محمد را به آل عمران تغيير دادند .
پاسخ :
اين بود دو نمونه از گروه سوم روايات تحريف و ما در پاسخ آن مىگوييم :
اولًا : اين روايتها از نظر سند بسيار ضعيف و غير قابل اعتبارند .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٦٩