وثانياً : اين روايتها با قرآن و سنت و با اجماع مسلمانان كه هر نوع زيادت را در قرآن مردود مىدانند ، مخالفت دارد زيرا تمام مسلمانان و خود طرفداران تحريف نيز اين حقيقت را مىپذيرند كه حتى يك حرف نيز به قرآن اضافه نشده است بلكه عدهء زيادى از دانشمندان مانند شيخ مفيد و شيخ طوسى و شيخ بهايى و مانند آنان از بزرگان علما مىگويند مسلمانان اجماع و اتحاد نظر دارند بر اين كه كوچكترين زيادتى بر آن راه نداشته ، همهء آنچه كه ما بهعنوان قرآن در دست داريم ، از طرف پروردگار نازل شده است و روايات زيادى نيز اين حقيقت را تأييد مىكند .
گروه چهارم :
قسمت ديگرى از روايتهاى تحريف نيز بر اين دلالت دارند كه آيات و يا جملاتى از قرآن كم شده و نقصان به آن راه يافته است .
پاسخ :
اولًا : اين روايتها نيز مانند روايتهاى گروه سوم ضعيف و متزلزل و بعضى از آنها قابل قبول مىباشند .
ثانياً : اين روايتها را بايد به همان معنى كه روايات مربوط به قرآن على را تأويل نموديم ، تأويل كرد و اگر قابل تأويل نباشد بايد آنها را بهدور انداخت زيرا در اين حال مخالف قرآن و گفتار پيامبر اسلام است كه جز دور انداختن چار ديگرى نيست .
اكثر علما و دانشمندان نيز در اين روايتها و بلكه در تمام روايات تحريف همان نظريه تأويل را دارند و در صورت عدم امكان تأويل ، به ترك كردن و دور انداختن آنها قائل مىباشند .
محقق كلباسى مىگويد : رواياتى كه به تحريف قرآن دلالت دارند ، مخالف با اجماع امت اسلامى مىباشند زيرا كسى از مسلمانان به تحريف قرآن معتقد نيست
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٧٠