تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
جز افرادى كه گفتارشان به هيچ‌وجه قابل اعتنا نيست . باز مىگويد : وجود نقصان و تحريف در قرآن ، اصل و اساسى ندارد و اگر چنين مطلبى واقعيت داشت ، طبعاً مشهور و معروف مىشد ، همان‌طور كه هر حادثهء مهم شهرت پيدا مىكند و مسئل كم كردن و تحريف در قرآن نيز حادثهء كوچكى نيست كه درصورت تحقق مخفى و ناشناخته بماند . و از محقق بغدادى « شارح وافيه » نيز همان نظريه تأويل و يا ترك ، نقل شده است و باز از وى نقل شده است كه مىگويد : « محقق كركى » - كه دربارهء عدم تحريف قرآن كتابى نوشته است - نقل مىكند كه وى در همان كتاب خود مىگويد ، رواياتى را كه بر وقوع نقص و تحريف در قرآن دلالت مىكند ، بايد تأويل نمود و يا همهء آن‌ها را به دور انداخت زيرا روايتى كه بر خلاف قرآن و گفتار پيامبر ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) يا بر خلاف اجماع مسلمانان وارد شود و تأويل آن ممكن نباشد بايد به دور انداخت . مؤلف : مرحوم محقق كركى در اين گفتارش به همان مطلبى كه ما قبلًا تذكر داديم ، اشاره نموده است كه طبق مضمون روايت‌هاى صحيح و قطعى هر روايتى را كه مخالف با قرآن باشد ، بايد طرد نمود ، اينك براى نمونه نظر خوانند عزيز را به دو روايت ذيل جلب مىنماييم : 1 - شيخ صدوق با سند صحيح از امام صادق ( عليه السلام ) نقل كرده است : توقف نمودن در برابر شبهه بهتر از اقدام و پيشدستى به هلاكت است زيرا براى هر حقى ، گواه و ميزان و براى هر عمل درستى ، نور و روشنايى وجود دارد . قرآن ميزان حق است پس هر گفتارى كه موافق قرآن باشد ، بگيريد و هرآنچه مخالف آن باشد ، تركش كنيد . « 1 » 2 - قطب راوندى با سند صحيح از امام صادق ( عليه السلام ) نقل كرده است كه : هرگاه دو حديث مخالف هم براى شما نقل شد ، آن‌ها را با كتاب خدا تطبيق كنيد ، هر كدام كه
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 3 ، كتاب قضا 380 .