خدا را به امانت پذيرفتند ، سپس به اين امانت خدايى خيانت ورزيدند و آن را تحريف و تبديل نمودند .
6 - ابن شهر آشوب با اسناد خود از عبدالله نقل نموده كه حضرت اباعبدالله الحسين ( عليه السلام ) در روز عاشورا خطبهاى خواند و در ضمن آن خطبه چنين فرمود :
راستى شما مردم متمرد و سركش و در ظلم و ستم سرآمد روزگار و ملتها مىباشيد ، شما مردمانى هستيد كه قرآن را به دور انداخته و از شيطان الهام گرفتهايد . شما كسانى هستيد كه با گناهان ، پيمان دوستى بسته و كتاب خدا را
تحريف كردهايد .
7 - ابن قولويه در « كامل الزيارات » با اسناد خود از حسن ابن عطيه از امام صادق ( عليه السلام ) نقل كرده است كه چون وارد « حائر حسينى » شدى ، اين جملات را بخوان :
خدايا ! بر كسانى لعنت كن كه پيامبران تو را تكذيب كردند و كعبه را منهدم و كتاب تو را تحريف نمودند .
8 - حجال از قطبهء بن ميمون و او هم از عبدالاعلى چنين آورده است كه امام صادق فرمود : طرفداران عربيت ، كتاب خدا را تغيير مىدهند .
پاسخ :
اين بود نمونههايى چند از گروه اول روايات تحريف كه كلمهء « تحريف » صريحاً در آنها بهكار رفته است ، ولى تحريف در اين روايتها به معناى تحريف و تغيير الفاظ قرآن و اسقاط بعضى از آيات و جملات آن نيست بلكه منظور از آن معناى ديگرى است كه با تحريف مورد بحث ما ، هيچگونه ارتباطى ندارد زيرا تحريف در روايت آخر به معناى تغييراتى است كه دراثر اختلاف قاريان در چگونگى قرائت بهوجود آمده است و اين عمل خود يك نوع تحريف است زيرا قرائتهاى هفتگانه كه در قرآن تغيير و تبديلى بهوجود آورده ، متواتر نمىباشند و قرآن بودن آنها مسلم نيست و به فرض متواتر و قطعى بودن آنها و قرائتهاى ديگرى نيز به قرآن راه يافته
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٦٤