تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
ولى در عين حال گروهى از روايات تحريف از نظر سند معتبر و مورد اعتماد و يا دراثر كثرت نقل يقين‌آور و يا حداقل اطمينان‌آور مىباشند ، اين است كه در اين مورد از بررسى سند آن‌ها صرف‌نظر نموده ، به چگونگى دلالت آن‌ها مىپردازيم و به‌طور كلى مىگوييم كه : روايات از نظر معنى و دلالت به چهار گروه تقسيم مىشوند كه متن آن‌ها را نقل مىكنيم ، سپس چگونگى دلالت و عدم دلالت آن‌ها را بر تحريف قرآن مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم . گروه اول : قسمتى از روايات تحريف كه با كلمهء « تحريف » آمده است ، صريحاً به تحريف قرآن دلالت دارند و تعداد آن‌ها به بيست روايت بالغ مىشود كه اينك نمونه‌اى از آن‌ها : 1 - على بن ابراهيم قمى با اسناد خود از ابوذر نقل نموده است كه : هنگامى كه اين آيه « ى وْمَ تَبْيَضُّ وِجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ » . « 1 » نازل شد ، رسول خدا ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : پيروان من در قيامت با پنج پرچم و نشانه به نزد من مىآيند ، آن‌گاه ابوذر گفت كه رسول خدا ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) از هر گروهى مىپرسد كه با ثقلين يعنى با دو امانت بزرگى كه از من در پيش شما بود ( قرآن و عترت ) - چگونه رفتار كرديد ؟ گروه اول مىگويند : ثقل اكبر ( قرآن ) را تحريف كرديم و به پشت سر انداختيم و با ثقل اصغر ( عترت ) ، عداوت و دشمنى نموده ، ستم دربارهء آنان روا داشتيم . گروه دوم مىگويند : ثقل اكبر را تحريف و قطعه قطعه كرديم و با احكام و دستورات آن مخالفت ورزيديم و با ثقل اصغر نيز دشمنى كرده ، با آنان جنگيديم .
هامش
( 1 ) . در آن روز ( روز حساب و جزا ) چهره‌هايى روشن و سفيد و چهره‌هايى تاريك و سياه خواهد بود .