2 - سيد بن طاووس و محدث جزائرى با اسناد خود از حسن بن حسن سامرى نقل كردهاند كه رسول خدا ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) در ضمن حديث مفصلى دربارهء كسانىكه حد و مرز قانون خدا را درهم مىشكنند ، به حذيفه چنين فرمود كه : آنان مردم را از راه خدا منحرف و كتاب او را تحريف مىكنند و روش مرا تغيير مىدهند .
3 - سعد بن عبدالله قمى با اسناد خود از جابر جعفى و او از امام باقر ( عليه السلام ) چنين آورده است كه : رسول خدا ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) در منى دعا خواند ، آنگاه فرمود : مردم ! من درميان شما دو امانت سنگين مىگذارم ، آگاه باشيد كه اگر به آن دو ، چنگ زديد ، هيچگاه گمراه نخواهيد شد ، آنها كتاب و عترت من است و كعبه هم خان خدا و بايد مورد احترام قرار بگيرد .
امام باقر ( عليه السلام ) پس از بيان اين حديث نبوى فرمود : ولى مردم كتاب خدا را تحريف نمودند و احترام كعبه را درهم شكستند ، عترت و خاندان پيامبر را به قتل رسانيدند و تمام ودايع امانتهاى خدا را به دور انداختند و از آنها دورى جستند .
4 - شيخ صدوق در « خصال » با اسناد خود از جابر و او از پيامبر ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) نقل نموده است كه : در روز رستاخيز در درگاه عدل خدا سه طايفه حاضر مىشوند و از مردم دادخواهى و شكايت مىكنند :
قرآن ، مسجد و عترت . قرآن مىگويد : خدايا ! اين مردم مرا تحريف كردند ، احترام مرا درهم كوبيده ، عظمت مرا درهم شكستند . مسجد مىگويد : خدايا ! اين مردم ما را عاطل و ضايع نمودند و از من بهرهبردارى نكردند . عترت مىگويد : خدايا ! اين مردم ما را به قتل رسانيدند ، زندگى ما را از هم پاشيدند ، ما را متفرق و پراكنده ساختند . . .
5 - كلينى در كافى و صدوق با اسناد خود از على بن سويد نقل كردهاند كه او مىگويد : من به محضر حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر ( عليه السلام ) كه در زندان بود ، نامهاى نگاشتم و پاسخى دريافت نمودم كه درضمن آن نوشته بود : اين مردم كتاب
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٦٣