تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
چنان‌كه گفته شد ، تنزيل بودن سخنى و از طرف خداوند نازل شدن آن ، قرآن بودن آن را لازم نگرفته است و روايت مذكور نيز به بيشتر از اين دلالت نمىكنند و تنزيل بودن برخى از اضافات قرآن اميرمؤمنان ( عليه السلام ) را مىرساند نه قرآن بودن آن را . چنان‌كه در بعضى از اين روايت‌ها چنين آمده است كه در قرآن اميرمؤمنان ( عليه السلام ) نام‌هاى منافقين نيز ذكر شده است و لابد آمدن نام منافقين در قرآن آن حضرت به‌عنوان تفسير بودن است نه به‌صورت آيهء قرآنى . رفتار پيامبر با منافقين نيز گواه اين حقيقت است كه وى روش مسالمت‌آميزى با آنان در پيش گرفته بود و اسرار آنان را مكتوم و پنهان مىداشت و دلشان را به دست مىآورد . با اين حال چگونه ممكن است كه وى نام آنان را در قرآن بياورد و مفتضح و رسوايشان سازد و سپس تمام مسلمانان حتى خود آنان را دستور دهد كه شب و روز بر منافقين كه با نام و نشان معروف گرديده و شناخته شده‌اند ، لعن و نفرين نمايند ؟ ! آيا چنين احتمالى وجود دارد تا در پيرامون صحت و سقم ، ضعف و قوت آن گفتگو شود ؟ آيا اسم منافقين در قرآن آمده است تا در عنوان قرآنى داشتن آن در قرآن على ( عليه السّلام ) ، بحث و بررسى شود ؟ آيا مىتوان اسم منافقين را با اسم « ابولهب » مقايسه نمود كه شرك و دشمنى خويش را با رسول خدا ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) علنى نموده و پيامبر اسلام نيز مىدانست كه او با شرك و بت‌پرستى رخت از جهان برخواهد بست ؟ ! خلاصهء گفتار اينكه : گرچه اضافات و زيادت‌هايى در مصحف اميرمؤمنان ( عليه السلام ) وجود داشت و اين مطلب هم به‌جاى خود درست مىباشد ولى اين اضافات جزء قرآن و از آنچه كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) مأمور بوده است كه آن‌ها را به مسلمانان برساند ، نبوده است زيرا نه‌تنها
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 359 | السيد الخوئي / محمد صادق نجمى / هريسى