تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
مهمى احتياج نداشتند ، در كشتن عثمان عذرها و بهانه‌هاى ديگرى پيش كشيده ، انحراف از روش خلفاى گذشته و مسئل حيف و ميل در بيت‌المال را عنوان كنند . 4 - اگر قرآن به‌وسيلهء عثمان تحريف مىشد ، اميرمؤمنان ( عليه السلام ) پس از وى قرآن را به حالت اولى كه در زمان خلفا و رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) بود ، برمىگردانيد و اين عمل نه‌تنها مورد انتقاد و اعتراض كسى قرار نمىگرفت بلكه در برابر مخالفينش كه به‌اصطلاح همان خوانخواهان عثمان بودند ، بهترين دليل و مدرك براى وى محسوب مىشد و اين عمل اميرمؤمنان ( عليه السلام ) با برنامه‌هاى اصلاحى آن بزرگوار كاملًا منطبق بود كه آن حضرت تيول‌هاى اعطايى عثمان را استرداد مىنمود و به بيت‌المال برمىگرداند و در اينباره ضمن يك سخنرانى تاريخى چنين فرمود : « به خدا سوگند ، اگر ببينم كه با پول بيت‌المال زنان را تزويج و كنيزان را خريدارى نموده‌اند ، بازپس خواهم گرفت و به بيت‌المال عودت خواهم داد زيرا داير عدالت وسيع است و كسى كه زندگى در سايهء عدل بر وى تنگ آيد ، زندگى در سايهء ظلم براى او تنگ‌تر خواهد بود . » « 1 » اين روش ، اميرمؤمنان ( عليه السلام ) بود ، دربارهء اموال و ثروت‌هاى عمومى و اگر تحريفى در قرآن واقع مىشد ، در اين مورد نيز قهراً همين روش را پيش مىگرفت و آن را به حالت اولى برمىگردانيد . سكوت آن حضرت دربارهء قرآن و امضا نمودن وى همان قرآن را كه در عصر حكومت عثمان معمول بود ، دليل محكم و قاطعى است بر اينكه قرآن در زمان عثمان تحريف نشده است .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، در بخش پس گرفتن تيول‌هاى اعطايى عثمان .