تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
حقيقت‌گويى و بيان واقعيت زيرا « حجاج » بيش از يك تن از استانداران خلفاى بنىاميه نبود و او كمتر و كوچك‌تر از اين بود كه دست به‌سوى قرآن ببرد بلكه او عاجزتر از اين بود كه بتواند يكى از فروع و احكام كوچك اسلام را تغيير بدهد ، كجا برسد به موضوعى كه اساس و پايهء دين اسلام است . او چگونه مىتوانست تمام قرآن‌ها را جمع‌آورى كند به‌طورى كه حتى يكى از آن‌ها هم در دست مردم باقى نماند ، در صورتى كه در آن تاريخ ، قرآن در تمام نقاط كشور پهناور اسلام منتشر شده و به نقاط غير اسلامى نيز راه يافته بود ؟ ! چطور اين حادث مهم را حتى يك نفر مورخ به‌عنوان نمونه نقل ننموده و يك نفر محقق تاريخ‌دان در بررسى خويش كوچك‌ترين اشاره‌اى به آن نكرده است ، در صورتى كه علل و انگيزه‌هاى فراوانى بر نقل آن وجود داشت ؟ ! شگفت‌انگيزتر اينكه « حجاج » به اين كار مهم و خطرناك دست بزند ، كسى از مسلمانان بر وى اعتراض نكند و پس از پايان حكومت و دوران تسلط وى نيز مسلمانان از اين عمل نابه‌جاى او چشم‌پوشى نمايند و خيانت وى را ادامه دهند ! اگر فرض كنيم كه حجاج چنين قدرتى داشت كه تمام نسخه‌هاى اصلى قرآن‌را جمع‌آورى كند به‌طورى كه حتى يك نسخه از آن‌ها باقى نماند ، ولى آيا او مىتوانست قرآن اصلى را از سينهء مسلمانان و قلب حفاظ قرآن نيز محو كند ، حفاظى كه تعداد آنان در آن روز بيش از شمارش بوده آمارشان را جز خدا كسى نمىدانست ؟ ! گذشته از اين اگر در پاره‌اى از آيات انتقاد صريحى از بنىاميه وجود داشت ، پيش از « حجاج » ، « معاويه » كه از قدرت و نفوذ بيشترى برخوردار بود ، بر اين عمل اقدام مىنمود و اگر او همچنين عملى را انجام داده بود ، ياران اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در برابر معاويه ايستادگى و بر عمل او اعتراض مىكردند و عليه او استدلال و اتمام حجت مىنمودند چنان‌كه به اعمال مختلف معاويه اعتراض و با دلايل محكمى عليه وى استدلال مىكردند كه در كتب تاريخ و حديث و كلام ضبط شده است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 349 | السيد الخوئي / محمد صادق نجمى / هريسى