تشويق و وادار مىساختند و اين عمل هيچگونه مخالف تقيه هم نبود زيرا ما مىبينيم كه آنان خواندن سور توحيد و سور قدر را در نماز ، نيكو و مستحب شمرده ، فضيلت و ثواب بيشترى براى اين دو سوره بيان نمودهاند . چه مانعى داشت كه به جاى همان استحباب و ثواب بيشتر ، لزوم و وجوب خواندن اين دو سوره يا سورههاى ديگرى را كه در آنها احتمال تحريف نيست ، بيان فرمايند .
اشكال سوم :
آرى ، تنها چيزى كه طرفداران تحريف مىتوانند ادعا كنند ، اين است كه بگويند : وجوب خواندن سوره كامل به معناى واقعى آن منسوخ شده ، آنچه لازم مىباشد ، خواندن سورهء كاملى است از قرآن موجود .
پاسخ :
به نظر ما ، حتى طرفداران تحريف نيز به چنين نسخى ملتزم و معتقد نيستند ، اين مطلب قطعى و مسلم است كه بعد از پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نسخ و تغيير در احكام به وقوع نپيوسته است . گرچه در امكان و يا محال بودن آن بحثى درميان علما وجود دارد ، اما مسئلهء امكان غير از مسئلَهء وقوع است كه فعلًا مورد بحث و گفتار ماست .
خلاصهء گفتار اينكه :
شكى در اين نيست كه ائمه ( عليهم السلام ) در نمازها بعد از سورهء حمد ، خواندن يك سورهء كامل از سورههاى قرآن موجود را واجب دانسته و خواندن آن را به پيروانشان دستور دادهاند ، دستورى كه كوچكترين احتمال تقيه به آن راه ندارد و اين حكم و دستور ، يا از زمان خود رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) بوده است و يا بعد از وى بهوسيلهء ائمه صادر شده است ولى احتمال دوم كه در واقع نسخ در احكام مىباشد ، درست
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٣٨