در اين آى شريف قرآن است . با درنظر گرفتن اين معنا جاى ترديد باقى نمىماند كه منظور از ذكر در سه آى بعدى نيز قرآن است ؛ نه پيامبر .
2 - مىگويند : منظور از حفظ قرآن در اين آى شريفه ، مصونيت قرآن از قدح و ايراد و ثابت بودن تعاليم و مفاهيم عالى آن است ، نه مصونيت قرآن از تحريف و اسقاط پارهاى از ايات آن .
پاسخ : اين گفتار از گفتار اول ضعيفتر و بطلانش روشنتر است زيرا : اگر منظور آنان اين باشد كه خداوند در اين آيه مصونيت قرآن را از انتقاد و ايراد كفار تضمين كرده است ، بطلان آن جاى شك و ترديد نيست ، چون قرآن از انتقاد مصون نمانده است بلكه ايراد و انتقاد كفار نسبت به قرآن بيش از حد شمارش است ، پس اين آيه حتماً متوجه اين جهت نيست .
و اگر منظورشان اين باشد كه چون داراى روش مستقيم و صحيح و تعاليم محكم و اصيل و داراى دلايل قوى و متقن است و بدينجهت سطح قرآن بالاتر از آن است كه دست انتقاد و ايراد به ساحت آن لطمه و خدشهاى وارد سازد و مقام قرآن برتر از آن است كه شك و ترديد افراد ، كوچكترين اثرى در آن بگذارد ؛ اين مطلبى است درست و صحيح ، ولى بايد توجه نمود كه اين نوع مصونيت كه به معناى استحكام دليل و استقامت روش و ثبات حقايق آن مىباشد ؛ از اول با خود قرآن بوده و ذاتى است ، نه اينكه بعد از نازل شدن از سوى خدا به آن متوجه شده است ولى مصونيتى كه از اين آيه استفاده مىشود ، مصونيت ذاتى نيست ، بلكه مصونيتى است كه بعد از نازل شدن ، خداوند آن را از تحريف مصون
و محفوظ بدارد . بنابراين ، مصونيت ذاتى كه همان استحكام ذاتى است ، هيچ ارتباطى با مفهوم آى مورد بحث ندارد زيرا :
اولًا : خود قرآن با اين امتياز و جهات خاصى كه ذاتاً و از اول از آن برخوردار مىباشد ، در برابر انتقادات ، مدافع و حافظ خود بوده و پاسخگو ايرادات
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٢٣