با اين توضيح و بيان : روشن شد كه بيشتر علماى اهل سنت به واسطهء عقيده به نسخ تلاوت ، تحريف را نيز پذيرفتهاند .
ولى جاى تعجب اين است كه اين عده از علماى اهل سنت چنين نسبت را مردود و علماى خودشان را از اين عقيده تبرئه كردهاند . حتى « آلوسى » مرحوم « طبرسى » را كه قول به تحريف را تنها به حشويه نسبت داده است تكذيب مىكند و مىگويد : هيچيك از علماى اهل سنت عقيده به تحريف نداشته است .
اعجابانگيزتر اينكه : او عقيده به تحريف را به علما و دانشمندان شيعه نسبت مىدهد و مىگويد : ظاهر گفتار علماى شيعه ، عقيده به تحريف استفاده مىشود تا آنجا كه طبرسى مجبور شده به مقام دفاع از انان بيايد . عقيده فاسدشان را پردهپوشى كند . « 1 »
در صورتى كه ما قبلًا روشن ساختيم كه علما و محققين شيعه تحريف قرآن را شديداً انكار مىكنند و عدم تحريف در
ميان انان از مسائلى است كه مورد اتفاق و اتحاد علماى شيعه مىباشد ، حتى خود طبرسى رأى و استدلال سيد مرتضى را كه با بهترين و محكمترين دليل ، نظرى تحريف را رد مىكند ، در كتاب خود مفصلًا نقل كرده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . روح المعانى 1 / 24
( 2 ) . مجمع البيان 1 / 15 .