و باز با اسنادى چند آمده است كه دو سوره به نام سوره « خلع » و سوره « حفد » در مصحف ابن عباس و ابىبنكعب وجود داشته كه از آيات آن دو سوره است :
« اللَّهُمَّ انّا نَسْتَعينُكَ وَ نَسْتَغْفِركَ وَ نُثَنَى عَلَيْكَ وَ لا نَكْفُرُكَ وَ نَخْلَعْ وَ نَتْرُكُ مَنْ يَعْجُزُكَ * اللَّهُمَّ إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَ
لَكَ نُصَلّى وَ نَسْجُدَ وَ الَيْكَ نَسْعى وَ نَحْفَدُ نَرْجُو رَحْمَتَكَ وَ نَخْشى عَذابَكَ بِالْكافِرينَ مُلْحَقٌ » « 1 »
اين بود قسمتى از رواياتى كه با آنها به نسخ تلاوت پارهاى از آيات قرآن استدلال شده است . در اين مورد روايات ديگرى وجود دارد كه آوردن هم آنها لزومى ندارد .
پاسخ : نسخ تلاوت قسمتى از آيات قرآن و اسقاط آن از قرائت عيناً همان تحريف و تنقيص قرآن مىباشد ، همانطور كه تحريف قرآن مورد قبول نبود ، نسخ تلاوت نيز خالى از اشكال نيست زيرا اين نسخ يا بهوسيل خود پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) بوده است و يا بهوسيل افرادى كه بعد از وى زعامت و رياست مسلمانان را به دست گرفتند .
نظريهء اول : يعنى وقوع نسخ از خود پيامبر ( صلىالله عليه وآله و سلم ) محتاج به دليل و گواه قطعى است و با اين روايات متزلزل نمىتوان آن را اثبات نمود زيرا به عقيد تمام دانشمندان ، قرآن با خبر واحد قابل نسخ نيست و عدهاى از آنان در كتب اصول و كتب ديگر بر اين مطلب تصريح نمودهاند . « 2 » بلكه به عقيد گروهى از علما مانند « شافعى » و پيروان وى و آنانكه از ظاهر قرآن پيروى مىكنند ، نسخ قرآن با سنت و اخبار قطعى نيز جايز نمىباشد بنا به نقلى ، احمد بن حنبل نيز بر همين عقيده بوده است و
هامش
( 1 ) 178 . پروردگارا ! ما از تو استعانت مىجوييم و بر تو استغفار مىكنيم و به تو نثا مىگوييم و بر تو كفر نمىورزيم و كسانى را كه تو را معصيت كنند ، ترك نموده ، از خود دور مىكنيم * پرودگارا ! به تو عبادت مىكنيم و براى تو نماز مىخوانيم و سجده مىكنيم و براى تو كوشش نموده و به تو پناه مىآوريم ، به رحمت تو اميدواريم و از عذاب تو ترسان زيرا عذاب تو به كفار شامل است - اتقان 1 / 112 - 113
( 2 ) . الموافقات شابطى 3 / 106 .