گروهى ديگر ، گرچه نسخ قرآن را با اخبار متواتر و يقينآور جايز مىدانند ولى مىگويند چنين جريانى بهوقوع نپيوسته است . « 1 »
با اين حال و با در نظر گرفتن نظريات دانشمندان ، چگونه مىتوان با چنين رواياتى كه مجموع آنها خبر واحد مىباشد ، وقوع نسخ را به خود پيامبر ( صلىالله عليه وآله و سلم ) نسبت داد ؟ علاوهبر اين نسبت نسخ به خود پيامبر ( صلىالله عليه وآله و سلم ) با مضمون روايات ديگر مخالف است كه آنها مىگويند ، اسقاط پارهاى از آيات بعد از پيامبر واقع شده است .
اما نظريهء دوم ى عنى عقيده به نسخ تلاوت به اين معنى كه بعد از پيامبر بهوسيل حاكمان و حكومتهاى وقت ، تلاوت بعضى از آيات قرآن تحريف شده ، اين همان عقيده به تحريف قرآن است كه هر كس به اين معنا معتقد باشد ، در واقع به تحريف قرآن معتقد است ، بنابراين اكثر علماى اهل سنت كه به نسخ تلاوت معتقدند ، بدون توجه مسئل تحريف را نيز پذيرفتهاند . روى همين اصل مىتوان گفت كه گروه كثيرى از علماى اهل سنت به تحريف قرآن معتقد مىباشند ، زيرا آنها به نسخ تلاوت آيات قرآن معتقد هستند ، اعم از اينكه حكم آن آيهها نيز نسخ شود يا نشود .
چنانكه عدهاى از علما و اصوليين اهل سنت در اين حكم ترديد كردهاند كه : آيا شخص جنب مىتواند آياتى را كه تلاوت آنها نسخ شده است ، بخواند يا نه و آيا شخص بدون وضو مىتواند به آن آيات دست بزند يا نه وعدهاى از آنها در اينباره حكم قطعى دادهاند كه قرائت و لمس نمودن آيات نسخ شده ، براى اين افراد جايز نيست .
اين نيز گواه ديگرى است بر اينكه آنان به نسخ قسمتى از آيات قرآن و درنتيجه به تحريف قرآن معتقدند . آرى ، تنها عدهاى از معتزلىها به عدم نسخ تلاوت قائل شده و آن را مردود دانستهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) . الاحكام فى اصول الاحكام آمدى 3 / 217
( 2 ) . مدرك سابق 3 / 201 - 217 .