2 - اختلاف در مادهء كلمه نه در هيئت آن ، مانند اختلاف در كلمه « ننشزها » كه گاهى با « راء » و گاهى با « زاء » تلفظ مىشود .
3 - اختلاف ، هم در ماده و هم درهيئت آن ، مانند اختلاف در « عِهْن » و « صَوف » .
4 - اختلاف در هيئت از نظر اعراب ، مانند اختلاف در « وَارْجُلكُمْ » كه گاهى با « نصب » لام خوانده مىشود و گاهى با
« جر » آن .
5 - اختلاف بهوسيلهء تقديم و تأخير .
6 - اختلاف بهوسيلهء زيادت و نقصان كه مثال اين دو قسم قبلًا گفته شد .
هشتم : كثرت در مرتبهء آحاد
طرفداران اين نظريه مىگويند : هدف روايت از حروف هفتگانه معيناً عدد هفت نيست بلكه منظور كثرت در مرتب آحاد و يكان است .
بنابراين ، حروف هفتگانه به معناى حروف فراوان و زياد خواهد بود ، چنانكه هفتاد و هفتصد مىگويند و كثرت در مرتب عشرات و مآت را اراده مىكنند نه اين دو عدد معين را .
اين نظريه به قاضى عياض و پيروان وى نسبت داده شده است .
پاسخ : بر اين نظريه دو اشكال زير وارد است كه :
اولًا : اين نظريه بر خلاف ظاهر روايات است كه عدد هفت را در اين روايات نمىتوان به كثرت در آحاد حمل نمود .
وثانياً : در اين نظريه هدف و منظور از حروف هفتگانه چيست ، مشخص نشده ، معنايى براى اين حروف گفته نشده است ، پس بايد حروف را با يكى از وجوه گذشته معنى نمود و در اين صورت اشكالاتى كه بر آن وجوه وارد بود ، بر اين نظريه نيز وارد مىشود .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٩٧