4 - اشكال چهارم در اين نظريه اين است كه تأويل و حمل كردن عدد هفت به كثرت و بر معناى رمزى و كنايى ، خلاف ظاهر اين روايات بلكه خلاف صريح پارهاى از آنها است .
5 - گذشته از همهء اينها لازمهء اين نظريه اين است كه الان هم مىتوان قرآن را با لهجههاى متعدد قرائت نمود ، در صورتى كه اين حكم بر خلاف سيره و روش قطعى تمام مسلمانان است .
اگر طرفداران اين نظريه ادعا كنند كه قرائت به لهجههاى مختلف قبلًا جايز بوده است ولى بعداً نسخ گرديده و بر يك لهجه منحصر شده است ، در پاسخ اين نظريه بايد گفت : اين سخن ادعايى بيش نيست و هيچ دليل و شاهدى آن را تأييد نمىكند .
و اگر به وجود نسخ با همان اجماع قطعى كه در تلفظ قرآن با لهج واحد و متعارف ، وجود دارد ، استدلال كنند . در پاسخ آن خواهيم گفت كه مدرك و زيربناى اجماع و اتفاق علما اين است كه جواز تلفظ قرآن با لهجههاى مختلف در روز اول مسلم نبوده است و اگر نزول قرآن با لهجههاى مختلف ثابت و مسلم شود ، همانطور كه صاحبان اين نظريه مىگويند ، در اين صورت شالود اجماع برهم مىريزد و اجماعى وجود نخواهد داشت .
علاوهبر اين ، آنچه از روايات حروف هفتگانه استفاده مىشود ، علت اصرار پيامبر براى تجويز حروف هفتگانه ، توسعه و تسهيل قرائت قرآن بر مسلمانان بوده است ، بنابراين چگونه مىتواند اين رخصت و تسهيل تنها به يك برهه و دوران كمى از زمان اختصاص داشته ، سپس برداشته شود و چگونه ممكن است كه بر خلاف آن ، اجماعى بهوقوع پيوندد ، در صورتى كه مسلمانان در دورانهاى بعد به تسهيل و توسع بيشتر نيازمند بودند زيرا روزبهروز تعداد مسلمانان بيشتر شده ، پيروى نمودن آنها از يك لهج معين و واحد مشكل مىشد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٠٠