مانند : « عليم - - حكيم - - غفور - - رحيم » و امثال اين كلمات كه هريك بهجاى ديگرى بهكار مىرود .
10 - باز طبرى از سعيد بن يحيى با اسناد خود از زر و او از عبدالله بن مسعود نقل مىكند كه : ما در عدد آيات يكى از سورهها بحث و اختلاف نموديم كه آيا سى و پنج آيه است يا سى و شش آيه ، به نزد رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) رفتيم ، ديديم كه با على ابن ابى طالب ( عليه السلام ) به گفتگوى سرى پرداخته است ، گفتيم : يا رسول الله ! ما ، در قرائت فلان سوره اختلافنظر پيدا نمودهايم . ابن مسعود مىگويد : چهرهء رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) سرخ گرديد و فرمود : ملتهاى گذشته دراثر اختلافى كه در ميانشان پديد آمد ، هلاك شدند ؛ آنگاه مطلبى را مخفيانه به على گفت ، على به ما فرمود كه : رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به شما دستور مىدهد كه قرآن را هرطور ياد گرفتهايد ، بخوانيد . « 1 »
11 - قرطبى ابى داوود و او از ابى نقل مىكند كه : رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : ابى ! بر من پيشنهاد شد كه مىخواهى قرآن را با يك طريق بخوانى يا به دو طريق ؟ فرشتهاى كه در پيش من بود ، گفت : بگو با دو طريق ! سپس به من گفته شد : مىخواهى قرآن را با دو طريق بخوانى يا با سه طريق ؟ باز همان فرشته گفت : بگو با سه طريق ! بدينگونه تا به هفت طريق رسيد ، آنگاه گفته شد قرآن را با هريك از اين وجوه و طرق هفتگانه بخوانى كفايت مىكند ، اگر خواستى عليماً بگويى يا سميعاً يا عزيزاً و يا حكيماً بگويى ، بگو بهشرط اينكه آيهء عذاب را با آيهء رحمت مخلوط نكنى . « 2 »
اين بود مهمترين روايتى كه دربارهء حروف هفتگانهء قرآن نقل گرديده است و ما بهيارى خداوند در فصل آينده پيرامون متن اين روايات بحث نموده ، سستى و ضعف آنها را نمايان خواهيم ساخت .
هامش
( 1 ) . هم اين روايتهاى دهگانه در تفسير طبرى 1 / 9 - 15
( 2 ) . تفسير قرطبى 1 / 43 .