اين همان نظرى است كه بزرگان و پيشوايان علم و تحقيق آن را مىپذيرند . ابو عمر عثمان بن سعيد دانى نيز به آن تصريح نموده و ابو محمد بن ابى طالب مكى و ابوالعباس احمد بن عمار مهدوى در موارد متعددى اين مطلب را به صراحت و روشنى بيان داشتهاند .
و محقق توانا ابوالقاسم عبدالرحمان بن اسماعيل معروف به ابى شامّه نيز همان را تحقيق و تأييد نموده است و اين همان نظريهاى است كه گذشتگان از علما بر آن عقيده بودند و مخالفى در برابرشان نبوده است .
2 - ابو شامه در كتاب خود « المرشد الوجيز » مىگويد : نبايد هر قرائتى را كه به يكى از قاريان هفتگانه نسبت داده شود ، گول آن را خورد و آن را صحيح ناميد و چنين پنداشت كه واقعاً قرآن بدان صورت نازل گرديده است مگر اينكه با ضوابط و قوانين صحت مطابقت كند . در اين صورت نيز نقل آن قرائت اجماعى خواهد بود و به يك نفر اختصاص نخواهد داشت .
قرائت غير صحيح آن نيست كه از قاريان هفتگانه معروف نقل نشود زيرا تكيه و اعتماد ، بر شرايط و اوصاف قرائت است نه بر اشخاص . بنابراين ، قرائت غيرصحيح قرائتى است كه شرايط صحت قرائت را دارا نباشد ، خواه اين قرائت از قاريان هفتگانه معروف نقل شود يا از ديگران ، منتها در اثر شهرت قاريان هفتگانه و كثرت مطابقت قرائت آنان با قواعد و شرايط صحت ، نسبت به آنها اعتماد بيشترى پيدا شده تا قرائتهاى ديگر . « 1 »
3 - باز ابن جزرى مىگويد كه : گروهى از علماى قرن اخير در قرائت صحيح علاوه بر صحت سند ، تواتر را نيز شرط مىدانند و مىگويند كه قرآن تنها با تواتر ثابت مىشود و آنچه با خبر واحد آمده است ، نمىتوان آن را قرآن ناميد .
بنابراين ، قرائتها نيز بايد متواتر باشند .
هامش
( 1 ) . النشر فى القرائات العشر : 1 / 9 .