سپس در رد اين گروه مىگويد : اين نظريه درست نيست زيرا اگر قرائتها متواتر بود ، ما در اين قرائتها به شرايط ديگر نيازمند نبوديم ، بهدليل اينكه هرچه از پيامبر بهطور تواتر به ما برسد بايد آن را بپذيريم و اگر ما تواتر را در قرائتهاى مختلف شرط لازم بدانيم در اين صورت اكثر قرائتها دراثر نداشتن تواتر از بين خواهد رفت .
آنگاه ابن جزرى اضافه مىكند كه من نيز قبلًا همين عقيده را داشتم ولى بعداً به اشتباه خود پى برده ، از آن عقيده برگشتم و با پيشوايان فعلى و گذشت علم قرائت همعقيده شدم .
4 - ابو شامه در كتاب خود « المرشد » مىگويد : درميان عدهاى از اساتيد قرائت و پيروانشان چنين معروف گرديده است كه تمام قرائتهاى هفتگانه متواتر است و اضافه نمودهاند كه واجب است كه بر نزول اين قرائتها از سوى خداوند عقيده داشت .
آنگاه مىگويد : ما نيز به همان عقيده هستيم ولى نه در تمام قرائتها بلكه تنها در قرائتى كه همهء ناقلان و اسناد در نقل آن متحد باشند و كسى آن را انكار نكند ، در صورتى كه انكار و اختلاف در قرائتها فراوان و شايع مىباشند ، بنابراين درصورت عدم تواتر يك قرائت ، حداقل بايد اختلاف و انكار آن درميان نباشد . « 1 »
5 - سيوطى مىگويد : بهترين سخن دربارهء قرائتها همان است كه استاد اساتيد ابوالخيرابن جزرى كه پيشواى قاريان در دوران خويش بود ، در اول كتاب « النشر » گفته است : هر قرائت صحيح داراى سه شرط است : مطابقت با قواعد عربى ، موافقت با يكى از نسخههاى قرآن عثمانى ، صحت سند .
سپس مىگويد : ابن جزرى در اين فصل جداً بحث متقن و محكمى آورده و مطالب سنجيدهاى بر قلم رانده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . النشر فى القرائات العشر 1 / 13
( 2 ) . الاتقان ، نوع 22 ، ج 1 / 129 .